بمب احتکار می‌کنیم و خون می‌خوریم!

0

طنز و کاریکاتور > طنز – ببین پای وجدان قلم میشود/ چه دیگر نویسند خودکارها؟/ چراغ شعف مرده و زین سبب/ شده داغ، بازار سیگارها…

اندر حکایت “داعش” و اربابان تاجدار غربی و شیخ نشین های سعودی…!

 بنی آدم اعدای یکدیگرند!
گواهش همین کُشت و کشتارها
که در آفرینش اگر همگِلند
یکی گل شده دیگری خارها

چو عضوی به درد آورد روزگار
بتازند بر وی چونان هارها
دگر عضوها جای دلبستگی
حریصند در خون دلدارها

کِشندش به دندان وحشی گری
کُنندش به یک آن لت و پارها
ببافند از رشتهء موی هم
طنابی برای گَلِ دارها

زمین و زمان را به آتش کشند
شده زندگی بازی نارها
طمع مایهء این همه فتنه است
نه یک یا دو تن، بلکه بسیارها

شده کور چشم و دل آدمی
ز برقی که دارند دینارها!
چه راحت زند ریشهء دیگری
چو آرد به کف رشتهء کارها

به جای برنج و نخود محتکر
کنون بمب کرده به انبارها
شود لحظه در لحظه اوضاع وخیم
دریغا به پار و به پیرارها

ببین پای وجدان قلم میشود
چه دیگر نویسند خودکارها؟
چراغ شعف مرده و زین سبب
شده داغ، بازار سیگارها

کنون “مرغ آمین” نیما کجاست؟
که دنیا شده محفل مارها
چه بی یاور و خسته و بی‌کسیم
چه آمد خدایا سرِ یارها؟

همه تاجداران ستم میکنند
شده رنگ خون، رنگ دستارها
تو کز محنت دیگران بی غمی
نداری به درد کسان کارها
نشاید که نامت نهند آدمی
همی گویم و گفته ام بارها…!

مجید مرسلی

6060

 



لینک مطلب

پاسخ دهید