در بی کران زندگی دو چیز افسونم کرد

0

گیگر:

نازوب:  در بی کران زندگی 2 چیز افسونم کرد ….

 

قشنگه حتما بخونید و انتشار بدهید برای دوستان گلتون

 

رنگ آبی آسمان ، که می بینم و می دانم نیست !!؟       و خدایی که نمی بینم و می دانم هست

 

در بی کران زندگی دو چیز افسونم کرد

 

در شگفتم که سلام آغاز هر دیدار است ولی در نماز پایان است !!!!!! شاید این بدان معناست که پایان نماز آغاز دیدار است!

 

خدایا بفهمانم که بی تو چه می شوم، اما نشانم نده، خدایا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد …

 

زیباترین دکلمه های ادبیات در سایت نازوب

 

ﮐﻔﺶِ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ. ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ.

آنطرفتر ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ، ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ.

 

در بی کران زندگی دو چیز افسونم کرد

 

ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ. ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ.

ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ، ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ.

ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ. ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ، ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ.

 

بر آنچه گذشت، آنچه شکست، آنچه نشد. حسرت نخور، زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمی شد ….

 

در بی کران زندگی دو چیز افسونم کرد

دکتر علی شریعتی با انتشار این متن روح این بزرگوار شاد شود.







[ad_2]

لینک مطلب

پاسخ دهید