Friday 24 March 2017

پیش فروش اینترنتی بلیط قطار

پیش فروش اینترنتی بلیط قطار

پیش فروش اینترنتی بلیط قطار ویژه نوروز ۹۶ برای حرکت در تاریخ (۲۵ اسفند ۹۵ تا ۱۵ فروردین ۹۶) از ساعت ۵ عصر روز یکشنبه ۱۷ بهمن آغاز و تا روز سه شنبه ۱۹ بهمن ادامه خواهد داشت. کاربران گرامی با ورود به سایت سامتیک میتوانند بلیط قطار تمامی شرکت های ریلی ایران اعم از رجا، فدک و سفیر را در تمامی مسیرها به صورت کاملا آنلاین رزرو و خریداری نمایند.
کد خبر : 19402
تاریخ انتشار : چهار شنبه 18 نوامبر 2015 - 12:32
5 views بازدید

«راه بزرگ همت» هیچ وقت تمام نمی‌شود/فراستی با بی رحمی نقدمان کرد/ ردپای شهیدی فرد در «بزرگ راه همت»

به نقل از گیگر: کارگردان مجموعه مستند «بزرگ راه همت» گفت: برای اینکه خودمان خودمان را نقد کنیم، از آقای فراستی خواستیم بی رحمانه ما را نقد کند و ایشان هم با تراکتور نقدش از روی ما رد شد.  به گزارش سینماخبر،  مجموعه مستند «بزرگ راه همت» مدتی است که از شبکه افق سیما پخش می شود. مجموعه ای ساده و بی ادعا که قصد دارد […]

به نقل از گیگر:

کارگردان مجموعه مستند «بزرگ راه همت» گفت: برای اینکه خودمان خودمان را نقد کنیم، از آقای فراستی خواستیم بی رحمانه ما را نقد کند و ایشان هم با تراکتور نقدش از روی ما رد شد.

 به گزارش سینماخبر،  مجموعه مستند «بزرگ راه همت» مدتی است که از شبکه افق سیما پخش می شود. مجموعه ای ساده و بی ادعا که قصد دارد گمنامان عرصه فرهنگ را به مخاطبان بشناساند.

افرادی که به صورت خودجوش در اقصی نقاط کشور کار فرهنگی می کنند و همین حضور؛ باعث شد تا «سیدامیر جاوید» کارگردان اثر به همراه دوستانش و با همراهی شکیب (نامی که آنها برای خودرویشان انتخاب کرده اند)؛ دل به جاده بسپارند و این ستارگان زمین فروز را بیابند و متقاعدشان کنند که درباره فعالیتهایشان با مردم گپ بزنند.

 

 

 

آنچه در ادامه می خوانید، گفت وگویی است که به همت خبرگزاری فارس برگزار شد و با جبار آذین(منتقد)، سیدامیر جاوید(نویسنده و کارگردان)، امین اشرفی (تدوین گر)، عباس ابوحمزه(آهنگساز)، اباذر صالحی (تهیه کننده) و هادی فیروزمندی (روابط عمومی) به گفت و گو نشستیم.

آذین: تشکر از زحماتی که برای این مجموعه ارزشمند کشیدید. در میان شبکه های رسانه ملی، شبکه افق برنامه های ویژه ای تولید می کند و از میان این برنامه ها بخشی اختصاص به آثار مستند دارد و مدتی است که آثار خوبی در میان روی آنتن می رود. گل سرسبد این مجموعه ها «بزرگ راه همت» است. ما از چند منظر می توانیم به این مجموعه نگاه کنیم. اولین نگاه مضمونی و محتوایی است. هرقدر ما از نظر ساختاری بحث کنیم، باید در خدمت محتوایی باشد که «بزرگ راه همت» در پی انتقال آن به مخاطب بوده است.

آنچه که در این مورد در «بزرگ راه همت» اتفاق افتاده بی نظیر است. با اینکه در رسانه ملی مستندهای بسیاری ساخته شده است، اما از زاویه نگاه مردم به زندگی و فرهنگ مردم، تا به حال در هیچ مجموعه و حتی فیلم های سینمای ایران ندیده ام. ممکن است در خلال و در حاشیه زندگی مردم به گونه ای بازسازی شده باشد، اما در مستند «بزرگ راه همت» این بازسازی ها اغراق شده نیست و نگاهی صمیمانه در کار وجود دارد که همین موضوع کار را با نگاه دیگران متفاوت می کند. چون بالاخره در نگاه دیگران فرم گرایی وجود دارد که محتوا را زیر سوال می برد. اما انتخاب آگاهانه و خلاقانه فرم و محتوا در کنار هم و حرکن هر دوی اینها در «بزرگ راه همت»، جزو شاخصه های این مجموعه به حساب می آید.

ما در این مجموعه از مسائل فرهنگی خاص تا مسائل فرهنگی عام می بینم که همه مربوط به بخش خصوصی و حرکت های خودجوش مردمی است. نه تنها در یک نقطه بلکه در سرتاسر ایران اسلامی. مثلا اسم یک قسمت دریاست ولی مخاطب آن را در جای جای کار نمی بیند و در حقیقت در اثر مستتر است. این نشان می دهد که چنین مسائلی اتفاقی روی نمی دهد بلکه فکر و اندیشه ای پشت آن است و از پیش طراحی شده است. این موارد جزو نقاط برجسته اثر است که در کارهای دیگر کمتر شاهد آن هستیم. در مستندسازی به شیوه امروزی می بینیم که دوستان دوربین را برمی دارند و به خیابان و  بیابان و هرجایی که هست سرازیر می شوند و از در و دیوار فیلم می گیرند و در تدوین سر و شکلی به آن می دهند و با یک موسیقی به اسم مستند به خورد خلق اله می دهند.

خوشبختانه در «بزرگ راه همت» دوستان از ابتدای کار به همه چیز فکر کرده اند و من این گمان را دارم که این 13 قسمت فصل آغازینی باشد و قرار نیست کسی به انتهای آن برسد و اگر بخواهیم برای ان پایانی متصور باشیم، میتواند پایانی معنوی باشد. آنچه که در «بزرگ راه همت» بدیع است این است که سراغ آدمهایی رفته که با تکیه بر عشق و ایمان و پول توجیبی خودشان کار فرهنگی انجام می دهند و در همین مستند با ضرورت انجام آنها آشنا می شویم و حتی محلی است برای پیچاندن گوش برخی از مسئولین بی تفاوت فرهنگی که باید خجالت بکشند. چرا فقط شعار می دهیم؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رسانه ملی و رسانه های ما باید بیشتر روی این مسائل حساس باشند.

از نظر محتوایی در «بزرگ راه همت» مسائل ملی و دینی و فراملی و … می بینیم و آگاهانه بین مقوله های مختلف فرهنگی پیوند برقرار شده است.

**ایده برنامه «بزرگ راه همت» از کجا گرفته شده؟ این ایده از طرف صداوسیما و شبکه افق ارائه شده بود یا شما به تلویزیون ارائه دادید؟ اصلا چرا این اسم را انتخاب کردید؟

جاوید: اول از همه باید یک «مرگ بر آمریکا»ی بزرگ بگویم چون دوست داشتم به راهپیمایی 13 آبان بروم اما روزی که قرار نشست را هماهنگ می کردیم متوجه تاریخ نبودم و امیدوارم که خداوند این نشست خبری را در راستای استکبارستیزی از ما بپذیرد. 

در باره انتخاب اسم برنامه باید بگویم که راز آن در جدا نوشتن کلمات بود. بزرگ.. راه.. همت… و اگر کلمات آن را جابجا کنیم، به کلمه راه بزرگ همت می رسیم که دوربین ما سعی کرد راه بزرگ همت را در بین صاحبان اصلی آن که خود مردم در اقصی نقاط کشور هستند، جستجو کند.

نحوه شکل گیری برنامه هم به این شکل بود که ما با دوستانمان در گروه هنری رسانه ای جماران دغدغه ای داشتیم در نسبت خودمان و اهالی فرهنگ به معنای اعم و نه اخص. دغدغه ای داشتیم در خصوص نسبت خودمان با اینها و نسبت اجزای این حرکت وسیع فرهنگی با هم. خوب فعالیت های متنوع و متعددی توسط خود مردم در اقصی نقاط کشور در حال رخ دادن است.

پیش از انقلاب تکلیف مردم با حکومت وقت روشن بود و کسی انتظاری از ایجاد فضای دینی و فرهنگی از سوی حکومت نبودند و خودشان رتق و فتق امور را برعده داشتند. موقعی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید این تصور در مردم شکل گرفت که خوب حالا صداوسیما خیلی بهتر می تواند محصول فرهنگی ارائه بدهد و آموزش و پرورش خیلی بهتر می تواند فرزند من را آموزش بدهد و همین موضوع را تسری بدهید به بقیه حوزه ها. به همین خاطر مردم بار فرهنگی را زمین گذاشتند و گفتند بهتر از ما کار انجام می شود. آن زمان هم به دلایل متعدد و با گذشت 3 دهه از پیروزی انقلاب، مردم در سطوح مختلف طبقاتی احساس کردند مثل اینکه نمی شود همه چیز را سپرد به ارگان ها و سازمان ها که اتفاقا بیلان کاری بالایی هم در ظاهر دارند.

کم کم مردم احساس کردند که باید خودشان زیر بار فرهنگ بروند و خودشان کاری را انجام بدهند که البته اتفاق درستی است و ما هم نسبت به همین موضوع دغدغه داشتیم که حالا نسبت ما به ماجرا چیست. تمامی اهل رسانه و هنر نمی توانند بی واکنش از کنار این موضوع بگذرند. این دغدغه ها همراه شد با دعوت آقای رمضان نژاد مدیر شبکه افق سیما که پیش از این ققنوس را در شبکه چهار با هم کار کرده بودیم.

 

 

آقای رمضان نژاد می خواستند مسیر تازه ای را پیش روی من باز کنند. ایده اول ایشان تهیه یک مجموعه مستند بود که از موسسسات جبهه فرهنگی انقلاب گزارش تهیه کند. موسسات اغلب مرتبط با نهادهای حکومتی و دولتی بودند و به سراغ فرهنگ هم رفته بودند. من خواهش کردم که درباره ایده فکر کنم. در گروه هنری رسانه ای جماران جلسات متعددی گذاشتیم و بعدها هم نتایج را به آقای رمضان نژاد اعلام کردیم و نتیجه اش این شد که گروه مشاورین خیلی خوبی هم تشکیل دادیم و نزدیک به 250 ساعت با بالای 15 نفر از اهالی فرهنگ و هنر و رسانه برای طرح اولیه جلسه داشتیم و مشورت گرفتیم. یکی از دلایلی که تیتراژ پایانی ما هم تا این حد طولانی است به همین دلیل است.

**می توان به نوعی این 250 نفر را اتاق فکر برنامه دانست؟

جاوید: بله. می توان این اسم آن را اتاق فکر نامید. حتی آقای رمضان نژاد گفتند که با همسر و فرزندنت به این سفرها برو که اگر جایی خانم ها بودند همسرت با آنها مصاحبه و گفت و گو کند. حاصل این اتاق فکری که تشکیل دادیم نه به تصور من ربط داشت و نه به ایده آقای رمضان نژاد. ایده ایشان موتور ما را روشن کرد برای اینکه به سمت این داستان برویم.

من سالهاست که سمت های مختلف مدیریتی در ارگان ها و سازمان های مختلف داشته ام و اشرافی بر مسائل فرهنگی داشتم و اتفاقا بزرگترین خلاء عدم توجه به فرهنگ و آنچه بود که توسط مردم در حال رخ دادن است.

**می توان گفت شما در این مرحله به سراغ مسائل فرهنگی مربوط به ارگان ها و سازمان هایی هم رفتید که دچار خلاء فعالیت فرهنگی بودند و یا برعکس گام های خوبی در این زمینه برداشته اند؟

جاوید: اتفاقا ما برای انتخاب موارد یک قید گذاشتیم که سراغ موسساتی که گردش مالی و شکل گیریشان مرتبط بوده به هر نحوی با نهادهای حکومتی را کنار بگذاریم. گفتیم هر موسسه ای که ارتزاقش از این مسیر است و ارتزاق می کنند و یا حتی ایده اش هم متعلق به آنها بوده را از جدولمان خط می زنیم.

در حقیقت فقط به دنبال گروه هایی رفتیم که از صفر تا صد فعالیت هایشان مردمی بود. این اولین قید ما بود.

**بعد از این مرحله وارد تحقیق و پژوهش و انتخاب نهادها شدید؟

جاوید: بله. البته مرحله تحقیق و پژوهش و سوژه یابی رفتیم که به اندازه مرحله تولید سخت و دشوار بود. ممکن است به چشم نیاید ولی بسیار سخت و دشوار بود.

**نکته قابل توجه این است که سوژه های شما از میان مردم سراسر کشور انتخاب شده اند که کار را برایتان خیلی مشکل تر می کند.

جاوید: نهادهای مختلفی عده دار رصد فرهنگی هستند و حتی یک نهاد مرتبط با سپاه پاسداران وقت گذاشته بود و تمام مؤسسات سطح کشور را رصد کرده بود ولی این محصولات به درد ما نمی خورد چون مؤسسات وابسته هم در آنها وجود داشت. هیچکدام سراغ مردم نرفته بود. همین کار ما را خیلی مشکل کرد و در طول 3 ماهی که برای تحقیق و پژوهش وقت گذاشتیم حدود 250 سوژه از سراسر کشور شناسایی کردیم. فکر نکنید این آمار متعلق به تمام کشور است. خیر. 11 استان ما خالی از سوژه است. یعنی نتوانستیم آدم های فرهنگی استان را پیدا کنیم که بتواند برای ما سوژه ها را پیدا کند.

**این افراد نبودند یا شما نتوانستید پیدایشان کنید؟

جاوید: قطعا بودند و ما نتوانستیم آنها را پیدا کنیم. یک بخش سوژه یابی ما این بود که نفرات فعال فرهنگی استانها را شناسایی کنیم و با انها جلسه بگذاریم و آنها سوژه ها را به ما می گفتند و مدخل ورودی ما می شدند. عملا هم سوژه خود سوژه می آورد.

ما یک تقسیم بندی جغرافیایی و یک تقسیم بندی موضوعی کرده بودیم. نزدیک به 20 موضوع را مشخص کرده بودیم که می خواستیم در هر موضوع 3 سوژه پیدا کنیم که تنوع هم داشته باشد. از سبک زندگی تا تعلیم و تربیت و اقتصاد مقاومتی و … داشتیم. حتی سوژه فرهنگی ورزشی هم داشتیم که هنوز هم چه بسا مخاطب و مدیران سعه صدر پیدا نکرده اند که یک سوژه ورزشی اثر فرهنگی هم دارد.

**برای مویرگی پیدا کردن گروه های مردم نهاد یا باید یک تیم گسترده داشته باشید یا یک تیم زبده که وقت بسیاری را صرف کنند. شما از کدام راه استفاده کردید؟

جاوید: هیچکدام. ما 3 نفر بیشتر نبودیم. بنده، سید علی حجازی و آقای فرهاد ملکی که سالهاست فعال فرهنگی هستند. ما با حداقل هزینه و امکانات کار را جلو بردیم.

**با این شرایط زمان تولید چقدر طول کشید؟

جاوید: 3 ماه کار کردیم و در این باره آقای صالحیان می توانند خیلی خوب توضیح بدهند. شبکه افق قائل به تحقیق در این حد گسترده نبودند. شرایطشان هم چه بسا اجازه نمی داد. نه تنها شبکه افق بلکه هیچ شبکه دیگری نمی تواند بحث مالی چنین کاری را تقبل کند اما ما چون می خواستیم این اتفاق خوب شکل بگیرد، خودمان با حداقل امکانات و بودجه زیربارش رفتیم. یک اتفاق دیگر هم افتاد که 250 سوژه ما را به 320 سوژه رساند. چون در روند تولید هم به سوژه های دیگر هم می رسیدیم. بعد هم که کار دیده شد با حجم گسترده ای از پیام ها و تماس های مردم روبرو شدیم که سوژه های فرهنگی محل زندگی خود را به ما معرفی می کنند. این اتفاق برای ما مهم و بزرگ بود.

**اولویتتان برای انتخاب سوژه چه بود؟ بر اساس چه ملاکی استان مورد نظر خود را انتخاب می کردید؟ برایتان مهم هم بود که مثلا ابتدا به یک استان محروم سفر کنید و یا اول از کدام موضوع شروع کنید؟

جاوید: همان طور که قبلا گفتم ما یک تقسیم بندی موضوعی داشتیم که 20 حوزه مشخص بود و می خواستیم حتما در این موضوعات سوژه داشته باشیم. یک دغدغه هم خود من داشتم که حتما سراغ برادران افغانستانی بروم. برای پیدا کردن روایت اول فقط 20 روز جستجو کردیم. اصرار داشتم که حتما سراغ هم وطن های ارمنی خودمان هم برویم.

 

 

**شما در «بزرگ راه همت» به دنبال فرهنگ به معنای عام بودید ولی شبکه ای که برای پخش انتخاب شده، شبکه افق است. اصلا فکر می کنید شبکه افق پتانسیل جذب مخاطب عام را برای کار شما داشت؟

صالحیان: من از سیاست های شبکه مطلع نیستم و به عنوان تهیه کننده هم قسمت نبود که از ابتدای کار با دوستان همراهی کنم. کار شروع شده و طرح شکل گرفته بود. در مراحل اولیه تحقیق و سوژه یابی بود که به کار اضافه شدم و کمترین نقش را هم در این میان داشتم. بیشترین زحمت روی دوش دوستان بوده است.

تا جایی که مطلع هستم، شبکه مایل است که شبکه عام باشد و طیف گسترده ای را پوشش بدهد. حتی برنامه هایی در شبکه ساخته می شود که طیف گسترده ای را در بر می گیرد. درباره «بزرگ راه همت» نگاهی که اول کار در شبکه وجود داشت این بود که قرار بود متعلق به مخاطب خاص باشد و مؤسسات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی را معرفی کند و در طول کار هم این نگاه بود.

**یعنی این نگاه به شما تحمیل شده بود؟

جاوید: بله. البته ما نگاهمان را تحمیل کردیم و دوستان هم با سعه صدر پذیرفتند.

صالحیان: این طور نبود که شبکه برای ما دردسر درست کند. خیلی خوب همکاری کردند و واقعا نگاه هم همین بود. من خیلی موافق بودم و می پسندیدم که برنامه فقط متعلق به یک طیف خاص نباشد و مردم بیشتری به تماشای آن بنشینند.

آذین: در حقیقت شبکه افق یک شبکه عمومی نیست. شاید حرکتش به سمتی باشد که عمومی باشد اما هنوز راه زیادی مانده است. آن چیزی هم که در شبکه به نمایش درمی آید موضوعات خاصی را دارد که گاهی اوقات از قالبهای تنگ موضوعی فراتر نمی رود متاسفانه.

حرکت کردن روی یک مسیر خاص بعد از یک مسیری مخاطب را زده می کند. تا کی افق می تواند این نوع کارهایی که الان پخش می کند، به نمایش درآورد؟ انتظار مخاطب عام از شبکه افق فعلا به جا نیست اما همین که چیزهایی در آن مطرح می شود که ظرفیت گسترش دادن را دارد، نشان دهند این است که این حرکت قابل تداوم است.

مسائل موضوعی و بعضی موارد محوری در «بزرگ راه همت»  وجود دارد. وقتی شبکه ای به هر دلیلی در میانه کار هنوز تبدیل به شبکه عام نشده، موضوعاتی انتخاب می کند که ملی نیست. چیزی که جایش در مجموعه خالیست و باید در قسمت های بعدی جبران بشود این است که فرهنگ مقوله تک بعدی نیست و درست است که برجسته ترین نقطه ای که دوستان انتخاب کردند حرکت های خودجوش مردمی است، اما برای اینکه ما بتوانیم حاصل این حرکت را آسیب شناسی کنیم، نیاز داریم از همه زوایا به آن بپردازیم.

 

 

 

ما نیازمند این هستیم که فعالیت های فرهنگی همه قشرهای جامعه مخصوصا اقلیت ها را هم مد نظر قرار بدهیم. چون این دوستان هم همواره بوده اند و شهدایی هم به انقلاب تقدیم کرده اند. توجه به مسائل ملی هرچند از زاویه فرهنگی جایش در این مجموعه تهی است به اضافه اینکه باز هم در همین قالب شما سراغ ادمهایی رفته اید که کننده کار بوده اند، ما در این میان آدمهای زیادی هم داریم که وارد این عرصه شده اند اما به هزار و یک دلیل نتوانسته اند که به توفیق برسند. جا دارد به آدمهایی که تلاش کردند حرکت فرهنگی کنند اما نشده هم پرداخته شده و چرایی آن استخراج شود.

مثلا ما در یکسری کارها به جبار باغچه بان می رسیم. چرا از کسانی که زمینه ساز هستند، یادی نمی شود؟ این افراد بسترساز بوده اند و در ادامه هم حرکت ها بر همین بسترها ادامه دارد.

جاوید: اگر اجازه بدهید من چند نکته کوچک بگویم. برایم سخت است که درباره مسائل محتوایی کار صحبت کنم چون اهداف ما که برنامه بر اساس آن ساخته شده، اگر برنامه مورد استقبال واقع شود یعنی اثر خود را میان مردم گذاشته است. اگر قرار است به محتوا برسیم، از دریچه آنتن به محتوا برسیم. نکاتی که آقای آذین گفتند، نکات بسیار مهمی بود که مد نظر ما و شبکه هم بود. به همین دلیل هم ما «بزرگ راه همت» را یک فصل نمی دیدیم و می خواستیم 2 سال برایش برنامه ریزی کنیم. ولی افق را باید درک کرد و فهمش کرد. مشکلات بسیاری دارد و ابتدای راه است. کسانی که از افق مطالبه می کنند، فقط صداوسیما نیست و نهادهای دیگری هم هستند که مطالبه دارند و این کار را سخت می کند. موانع پیش رویش بیش از یک شبکه عادی است و مدیران افق همه رسانه فهم با سعه صدر بالا هستند اما وقتی در جایگاه های مدیریتی خود در شبکه قرار می گیرند با مطالباتی روبرو می شوند که نه تنها با هم همچوشانی ندارند بلکه جاهایی هم یکدیگر را نقض می کنند.

همه اینها پرداخت و ارائه سوژه را سخت می کند و ما سعی می کردیم مشکلات مدیران افق را بحث کنیم. البته جا دارد که من در این میان یادی کنم از محمدرضا شهیدی فرد عزیز که در تیتراژ هم نام او به عنوان معلم کارگردان آمده است.

**اصطلاح معلم کارگردان را خودتان وارد کرده اید؟

جاوید: من در حقیقت جعل واژه کرده ام تا نگویم مشاور کارگردان. چون مشاور کارگردان برای کسی است که به سطحی از دانش و شناخت رسیده که حالا می خواهد یکسری مشورت هایی هم بگیرد که کمک حال فکری اش باشد. اما من هنوز به این سطح نرسیده ام و خودم را در جایی نمی بینم که به من مشورت فکری بدهید. من نیاز به معلم داشتم که به من دیکته بگوید و غلطهایم را بگیرد.

**یعنی در تمام طول ساخت از آقای شهیدی فرد کمک گرفتید؟

جاوید: بله. آقای شهیدی فرد با یک نگاه بزرگوارانه به ما کمک کردند و هیچ نسبت مالی نیز بین ایشان و برنامه نیست. آقای شهیدی فرد ذکات علمشان را دادند و علی رغم اینکه به شدت درگیر برنامه خندوانه بودند اما برای ما وقت گذاشتند و بسیاری از مسائل ما را حل کردند. فوق العاده بود و چیزی که ایشان به من یاد داد این بود که خوب این برنامه کجا رخ می دهد؟ شبکه افق. خوب این شبکه چه مختصاتی دارد و ما باید چه کنیم؟ یکی از ویژگی هایی که شبکه افق دارد، نوع تعریفی است که در دوره های قبل به آن اختصاص داده شده است. شبکه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی. حالا بماند که این مفاهمی بزرگ را در حد یک شبکه پایین آوردند در حالی که باید در سراسر شبکه های تلویزیون جاری و ساری باشد. ولی عملا در ارائه هم تفاوتی دارد. برای تبلیغ شبکه نسیم تبلیغ از همه شبکه ها پخش می شود اما این تبلیغ برای افق وجود نداشت.

 

 

**این تقسیم بندی ها گاهی به ضدارزش تبدیل می شوند.

جاوید: این کارها خلاف سخنان مقام معظم رهبری است که اصرار دارند حرف انقلاب اسلامی برای همه مردم زده شود. ما هم با همین زیرساخت جلو رفتیم. اولین کار طراحی تمهیداتی بود که مخاطبمان را گسترده تر از آنچه هست جذب کنیم.

**پس مخاطب با برنامه ای متفاوت از برنامه های دیگر افق طرف است.

جاوید: بله. می خواستیم متمایز بودن برنامه هم در هویت بصری و فرم و پرداخت موضوعات اتفاق بیافتد. به همین دلیل اهتمام ویژه ای کردیم روی موسیقی کار. 

**یکی از کلیشه های خارج از فرم در «بزرگ راه همت» همین موسیقی بود. ما با یک آلبوم کاملا ویژه برنامه روبرو بودیم که موسیقی انتخابی در آن وجود نداشت.

جاوید: شما برنامه مشابه در تلویزیون نمی بینید که سراغ آهنگسازی رفته باشد و اغلب از موسیقی انتخابی استفاده کردند. ما با یک ارکستر سمفونیک بزرگ کامل روبرو بودیم. موسیقی «بزرگ راه همت» بزرگ تر از خود اثر بود. خیلی ها ممکن است بگویند که این ضعف من است و من با آغوش بزرگ می پذیرم. چون یک دروازه برای جذب مخاطب بود. شاید خیلی ها جذب مخاطب را سخیف بدانند. اما ما برای مخاطب کار می کنیم.

**ما در کار شعری از رضا احسان پور و صدای آقای سراج را می بینیم که همه دست به دست هم داده اند تا مخاطب با اثری متفاوت روبرو باشد.

جاوید: بله. در حقیقت آقای ابوحمزه کار سینمایی ساخته اند. اولین چیزی که در «بزرگ راه همت» ساخته شد موسیقی بود.

اشرفی: یکی از نکاتی که شخص من را به تور انداختند این بود که یکسری موسیقی آوردند و گفتند می خواهیم برای اینها کار بسازیم.

جاوید: من علاوه بر اینکه به دنبال جذب مخاطب از طریق موسیقی بودم، یکسری از دوستان و همکارانم را هم از همین طریق جذب کردم. آقای ابوحمزه با افکار من آشناست و ذهن بسیار خوبی دارند.

 

 

ابوحمزه: من ابتدای کار خیلی تعجب کردم. مگر می شود که برای موسیقی کار بسازی. نگاهشان خیلی نگاه حرفه ای و دقیقی است.البته برای من کار بسیار سختی بود ولی بر اساس فضایی که به من گفتند موسیقی را ساختم. اما چیزی که برایم خیلی جالب بود این بود که «بزرگ راه همت» بر اساس محبت ساخته شد. من خیلی در انتخاب ملودی هایم تلاش می کنم که این بار عاطفی را لحاظ کنم. گاهی یک موسیقی ساده بار عاطفی بیشتری از یک موسیقی گسترده دارد. یک محبتی این گروه را به دل ماجرا برده بود. یک عاطفه انسان را به دنبال درد دیگران می کشاند و حدود 28 دقیقه موسیقی برای این کار ساختیم. از تمام سازها هم استفاده کردیم.

من خیلی به موسیقی سمپل اعتقادی ندارم. حدود دو ماه نیز درگیر ساخت بودیم.

**آقای آذین به نظر شما موسیقی به کمک کار آمده بود و مطابق با تعریف دوستان بود؟

آذین: مجموعه «بزرگ راه همت» مجموعه متفاوتی است. شکل این کار هم با مستندهای رایج متفاوت است. راوی یک درخت چنار نیست که فقط دیالوگ بگوید. راوی اطلاعات مختلفی به مخاطب می دهد و کار را جلو می برد. قاب ها و میزانسن نابازیگرها کار را متفاوت می کند. حتی فرم ابتکاری تیتراژ هم مجذوب کننده است. موسیقی هم به کمک محتوا آمده و آن را تاثیرگذار کرده است. این نشان می دهد که درست فکر و کار شده است. جایی که نیاز به دیالوگ بوده، هست، جایی که سکوت بوده، هست و موسیقی به درستی در جای خود نشسته است. هنوز احساس می کنم کار نوعی تجربه است اما همین شکل پرداخت نیز در کارهای بزرگ دیده نمی شود. البته این خوبی های «بزرگ راه همت» است.

**انتقاداتان به «بزرگ راه همت» شامل چه مواردی می شود؟

آذین: چون موضوع «بزرگ راه همت»  ظرفیت بالایی دارد، ضرورت پژوهش و تحقیق بیشتر خود را نشان می دهد. شما وقتی به اصفهان سفر می کنید، گریزی هم به میراث فرهنگی می زنید درست است که خوب است اما احتیاج به بازنگری و پژوهش بیشتری داشت. حتما به گذشتگان هم باید اشاره ای بشود.

یکی از موضوعاتی که سعی شده کار شود، صمیمیت بچه های پشت دوربین است که البته کمی مصنوع به نظر می رسد و مقداری جای کار دارد. مورد دیگری که کمی توی ذوق می زد، پلاتوی ثابتی بود که یک ماشین ثابت بود و دو نفر در کنار آن گپ می زدند و در قسمت های بعدی فقط جای آدمها عوض میشد. اگر روی این موضوع هم کمی کار کنید، خیلی بهتر است. به عنوان فصل اول، نگاه من به کار مثبت است چون مجموعه متفاوتی است که البته کم و کاستی هایی دارد.

من به شما و دوستانتان تبریک می گویم.

**آقای اشرفی تدوین کاری که اول موسیقی آن ساخته می شود، چطور بود؟ اینکه بخواهی برای یک مجموعه موسیقی تصویر انتخاب کنی.

اشرفی: از لحاظ محتوا باید بگویم روزی که سید امیر جاوید با من تماس گرفت برای کار، پیش از این کارهایش را می پذیرفتم چون همیشه از نتیجه کار راضی بودم؛ اما این بار به خاطر مشغله ای که داشتم، می خواستم به او بگویم که همکاری نمی کنم اما وقتی همدیگر را دیدیم، او با یک موسیقی آمده بود و وقتی موسیقی را شنیدم و ایشان برایم کار را توضیح داد، نیم ساعت بعد من در حال ایده دادن بودم. برنامه تلویزیونی برای همه شبکه ها یک تعریفی دارد که من کاری از دستم برنمی آید و مجبوری یک کاری را انجام بدهی و خلاقیت نداری. من فقط سعی کرده ام کاری انجام بدهم که بودنم فرقی بکند. بعد دیدم چیزی که پشت تلفن می گوید با چیزی که هست متفاوت است. من احساس کردم آدمی امده و دغدغه ای دارد که می خواهد آن را به ثمر بنشاند. این موضوع برای من خیلی مهم است.

 

 

نه تنها اذیت نشدم که درباره فکر کسی موسیقی ساخته شده، بلکه خیلی هم خوب بود. ضمن اینکه ما پای میز مونتاژ اصلا همدیگر را ندیدیم و فقط خروجی را روی آنتن دیده است. این هم به شناختی برمی گردد که از هم داریم.حتی دستیارهای من هم الان در «بزرگ راه همت» قرار می گیرند. این برای من خیلی مهم است که او کل گروه را می بیند. مخاطب هم به این شیوه بیشتر درگیر کار می شود.

ابوحمزه: من آقای اشرفی را قبلا اصلا ندیده بودم و فکر می کنم کار یک جاهایی به صورت تله پاتی پیش رفت. من وقتی صحنه ها را می دیدم، می گفتم که خودم هم برای این صحنه ها همین موسیقی ها را انتخاب می کردم و با خود گفتم کسی که کار را تدوین کرده حتما خودش یک موزیسین بوده است. وقتی هم دیدمشان گفتم که به شما تبریک می گویم چون کار تدوین و انتخاب موسیقی عالی بود.

اشرفی: در حقیقت ساخت موسیقی قبل از کار نه تنها من را اذیت نکرد بلکه ایده جدیدی بود که در بسیاری از جاها به کمک من آمد. تدوین به مفهوم کات دیگر وجود ندارد. من به این مفهوم رسیده ام که دیگر تدوین به معنای کات زدن نیست. شاید در «بزرگ راه همت» من برای تدوین نمره کمی به خودم بدهم. ولی چیزی که در کار شنیدم این بود که چقدر خوب است تدوین دیده نمی شود. این خیلی خوب است چون ما به دنبال یک فکر بودیم. خیلی ها در این گروه همدیگر را ندیدند ولی نتیجه کار خیلی خوب بود.

جاوید: آقای رمضان نژاد لطفی کردند که بعید می دانم مدیر دیگری این خام دستی ها را تحمل کند. من سعه صدر ایشان را در هیچ مدیر دیگری در تلویزیون ندیده ام. حالا بماند که استاد دیگر من آقای سیدناصر هاشم زاده که من همواره زانو می زنم در برابر ایشان، چند سال اصرار داشتند که وارد فضای تولید شو اما من معذوریت هایی داشتم. من تازه کارم و خام دستی دارم. حالا مدیر شبکه سیدامیر جاوید را صدا می زند و می گوید صداوسیما به کسانی که تجربه هم دارند و بزرگان این عرصه محسوب می شوند، 90 قسمت می دهد و می گوید حالا 20 قسمت برو و وقتی دستت آمد چه میکنی، میتوانی حتی ساختار را هم عوض کنی. حالا من به تو این فرصت را ندهم؟ مجموعه شبکه و بیشتر آقای اشناب تاثیر بسیاری روی این کار گذاشتند و 4 قسمت ابتدایی را برای آزمون و خطا گذاشتند که اصلا اگر خوب نشد بریزند دور و ما دوباره تولید کنیم. در مسیر شدنی که ما در تیتراژ پایانی میزنیم، فقط نسبت برقرار نمی کند با سوژه های ما. اول از همه با خود ما نسبت پیدا می کند. چون ما روز اول یک قراری با هم گذاشتیم که کاری کنیم که قسمت به قسمت اشتباهات کمتری داشته باشیم و عملا بعدا از 4 قسمت که تازه لحن و فرم در حال شکل گیری بود، تصمیم گرفتیم علم نقد خودمان را خودمان بلند کنیم. البته من دنبال یک منتقد دیگر بودم ولی آقای اشرفی گفتند که حالا که میخوای منتقد بیاوری آخر آخرش را بیاور. به معنای بی رحمی و صراحت که مسعود فراستی است و رحم ندارد. آقای فراستی هم از قلم و هم از تراکتور استفاده می کند و در نقد رحم ندارد. یک روز که به او گفتم می خوام نقدم کنی گفت یک روز بیا کافه تا نقدت کنم اما من گفتم می خواهم بیایی در برنامه و ما را نقد کنی. گفت کار را ندیده ام. قرار شد به استودیو بیاید و کار را ببیند و بعد هم نقد کند. ایشان آمدند و کار را دیدند و حتی خود من هم یکسری ایرادها را گفتم و در نهایت نتیجه کار چیزی شد که روی آنتن دیدید. البته ما به این نقدها نیاز داریم. برخی می گویند مخاطب منتقد فیلمساز نیست و شاید اگر هم من روزی فیلمسازبزرگی بشوم این حرف را بزنم ولی الان اگر من نقد نشوم چطور باید به نقاط قوت و ضعف خود پی ببرم؟ یک چشم سوم و کاملا تخصصی ایرادات و راه حل ها را ارائه می دهد و من پیشرفت می کنم.

 

 

ما در حال شدن بودیم. طرح و ایده کار چندین بار بازنویسی شد تا به لحن درست برسیم. ما جلو رفتیم. آقای شهیدی فرد یک جمله ای به من گفتند درباره بخش استودیویی که من هم قصدم فرار کردن از این بخش بود. اما تلویزیون گفت چون در گروه برنامه های تلویزیونی است، باید استودیو داشته باشی. با آقای شهیدی فرد که مشورت کردم، ایشان یک کلید واژه به من داد و گفت در بخش استودیویی به جای اجرا بازی کن. این ایده اولین چیزی که می خواست یک فیلمنامه نویس بود که آیا شبکه آن را می پذیرفت؟ آیا بودجه ای به آن اختصاص داده می شد؟ خیر. حتی در بعد فنی کار هم به ابزارهایی نیاز پیدا می کنید که در برآورد نیست و  قابلیت اضافه شدن ندارد. پرتی کار هم به خاطر خام دست بودن کارگردان زیاد است. بودجه مشخص است که باید فضا را منطبق با آن پیش ببریم. خیلی از ضعف های برنامه راه حل داشت و این بود که کسی که این ایرادات را می تواند رفع کند به کار اضافه کنم؛ اما چنین امکانی نبود و یکسری ایرادات را ما تا پایان کار داریم. در نهایت هم از بازی در استودیو کنار کشیدیم و به اجرا پرداختیم. برای اینکه فکر کردیم یک کاری را غلط انجام ندهیم بهتر است.

صالحیان: نکته ای که آقای آذین درباره پژوهش کار فرمودند، درست است و بزرگترین ضعف در حوزه مستندسازی در کشور ماست. خیلی نگاه درستی به این بحث نیست. در حالی که اصل داستان همین مرحله است و تا کارگردان به یک اجتهاد نرسد، کار خوب شکل نمی گیرد. ما هم جدا از این داستان نبودیم. اتفاقا ما پژوهش مضاعفی هم در کار می خواستیم. یک فاز مربوط به سوژه یابی بود و یک فاز هم مربوط به شناسایی سوژه ها. بحث فرهنگی همواره یک موضوع توسری خورده بوده است و در ذیل همه چیز قرار گرفته است. در حالی که فرهنگ همه این داستان ها را در بر می گیرد. تعریف خودمانی آن می شود که فعالیت هایی که در ترویج دین و انقلاب اسلامی باشد، کار فرهنگی است. حالا چرا یک فعالیت سیاسی نمی تواند مقوله فرهنگی محسوب شود؟ چون تاثیر فرهنگی دارد. این نگاه اصلا وجود ندارد و برای مخاطب هم جا نیافتاده است و برایش سوال پیش می آید. این موضوع خیلی ریشه ای و اساسی است که آرام آرام باید به آن ورود پیدا کرد.

نقطه قوت کار انتخاب سوژه ها بود. هرچند موفق نشدیم به برخی سوژه ها برسیم.

کارهایی که خودم قبلا بودم، از صفر شروع کردم اما «بزرگ راه همت» قبلا سروع شده بود و من فکر می کردم کار کمی بر عهده ام است ولی واقعا سخت و دشوار بود. واقعا جا خوردم و انتظار نداشتم این قدر سخت باشد. یکی از سختی های کار این بود که براورد ما در طول کار خیلی تغییر کرد. چون مدام در حال تغییر بودیم و نمی دانستیم چه پیش می آید.

**بودجه کار به نسبت سایر کارهایی که در شبکه افق تولید می شود، مناسب بود؟

صالحیان: این کار به نسبت مستندهایی که در تلویزیون ساخته می شود، رقم خوبی داشت اما برای مستند باید بیشتر هزینه کرد چون از کار نمایشی بسیار سخت تر و پر هزینه تر است.

جاوید: قطعا مستندساز برد مالی در کارش نخواهد داشت.

صالحیان: همه بچه های «بزرگ راه همت» با گذشت وارد پروژه شدند و خواستند خودشان هم سهمی در این ماجرا داشته باشند. با این حال ما به زحمت کار را با بودجه تعیین شده جلو بردیم.

**افق تصمیم دارد «بزرگ راه همت» را ادامه بدهد؟

صالحیان: بله.قرار است فصل دوم کار ساخته شود که اول قرار بود خود آقای جاوید کار را جلو ببرند و من میخواستم در سری دوم نباشم اما داستان برعکس شد و آقای جاوید به دلایلی در کار حضور ندارند ولی من به عنوان تهیه کننده هستم.

**آقای جاوید شما از دلایل عدم حضورتان بگویید؟

جاوید: ادامه این مسیر با تمام مواردی که اشاره شد،ممکن نیست. ادامه «بزرگ راه همت» به لوازمی احتیاج دارد که دیگر ایرادات فعلی را در آن نبینیم و به بلوغ برسد. الان هم برنامه بدنه مخاطب پیگیر را پیدا کرده که چشم و گوش بسته نیست و ایرادات ما را قسمت به قسمت می گیرد. طبیعتا برای ما که با گوشت و پوست و استخوانمان درگیر این کار بودیم برایمان نبودن در ادامه مسیر بسیار سخت است. شکستن این خط برای ما موضوعیت داشت. اینکه اتفاق از جایی روی بدهد برای ما مهم بود و حاضر بودیم هر شرایطی را بپذیریم. آقای هاشم زاده بنده را نقد کردند و به ضعف فیلمنامه هم اشاره کردند اما ما نمی توانستیم بیاوریم. ایشان هم گفتند شما بی جا کردید که کاری که نمی توانستید درست جلو ببرید پذیرفته اید. اما ما می خواستیم خط را بشکنیم و به همین دلیل با حداقل ها و توکل به خدا و استفاده از سعه صدر بی نظیر آقای رمضان نژاد و اشناب کار را جلو بردیم.

وقتی کار روی آنتن دیده شد، دوستان متوجه شدند که ما چه لوازمی احتیاح داریم. ما در جلسات مختلف هم گفتیم ولی محقق نشد و شبکه امکان در اختیار گذاشتن لوازم را نداشت و با تمام تلخی مجبورم که کار را رها کنم ولی خوشحالم که آقای صالحیان همراه کار هستند و کاملا اشراف دارند. من دیگر برایم توجیهی نداشت که با این نواقص کار را ادامه بدهم. اول از همه نمی توانم خودم را راضی کنم، عواملم راضی نمی شوند و نمی توانم پاسخ انتقادات و منتقدین را بدهم.

**اشرفی: یک مساله ای که از ابتدا در «بزرگ راه همت» وجود داشت، سیاست یک بام و دو هواست. این کار نسبت به کارهای دیگر استودیویی خیلی تفاوت داشت ولی کسی به آن اهمیتی نداد. سید امیر می دانسته که این سوژه به این شکل جواب نمی دهد ولی چاره ای نبوده و ما در هر قسمت 20 مورد این چنینی داریم. ما 48 ساعت وقت گذاشتیم که در یک قسمت که مربوط به امر به معروف و نهی از منکر بود طوری جلو برویم که این کلمات در طول کار شنیده نشوند. هیچکس متوجه این موضوع نشد جز اندک مخاطبان تیزبین. فشارهایی هم هست که چرا فلانی آمده و زیرنویس نشده. من در «بزرگ راه همت»کات نزدم و لحظه به لحظه با آن زندگی کردم. انگار درک نشده که قرار است چه ساخته شود. ما اهل شعاریم و عمل گرا نیستیم.

 

 

**کارگردان سری دوم مشخص شده؟

صالحیان: خیر. هنوز تیم و کارگردان مشخص نشده است.

**آقای جاوید شما آنچه تا الان گفتید، روایتتان از انتخاب سوژه ها بود و پرداختن به آنها. اما آیا شذ که در طول کار سوژه ای انتخاب کنید ولی او حاضر به همکاری و تعامل با شما نباشد و نخواهد که دیده شود؟

جاوید: بله. ما دو سه تا سختی در کار داشتیم. بماند که ما دوست داشتیم آینه تمام قد مردم باشیم. به همین خاطر تلاش کردیم که همه کارمان بدون تکلف باشد. گرچه تصویربرداری ما در قسمت های ابتدایی تکلف داشت اما کم کم از آن دور شدیم و می خواستیم خود مردم در آن دیده شوند. هم حوزه موضوعی ما و هم سوژه های ما ذاتا برای یک کار تصویری جذاب نیستند. معمولا در سوژه های مشابه بیشتر در قالب برنامه های گفت و گو محور درباره این سوژه ها صحبت کنیم اما حالا می خواهید آن را به تصویر بکشید که خیلی خیلی کار سختی است. یکی از دلایلی که ما روایت را برای قسمت ها انتخاب کردیم، همین بود که میخواستیم به عنوان نماینده آن گروه ها برایمان صحبت کند و اگر می خواستیم به همه ابعادش بپردازیم تبدیل به یک مستند گزارشی تبدیل می شد که تیتروار باید می پرداختیم و از عمقی هم برخوردار نبود.

یک بخش هم این بود که سوژه هایی که می رویم سراغشان اصلا رسانه برایشان جایگاه ندارد و نمی خواهند دیده بشوند. هرقدر هم با انها صحبت می کردیم که ما حلقه واسطه شما بین گروه های مشابه در کشور هستیم، متقاعد نمی شدند و اصلا برایشان مهم نبود. ما سوژه داشتیم که روز تولید کنسل شد. فراهم کردن یک سوژه که مستلزم سفر بود، کار سختی است. ما سفر می کردیم و ناگهان همه با هم می گفتند ما جلوی دوربین نمی آییم و ما هم نمی توانستیم دست خالی برگردیم. هرچند گفتن این حرف ها هیچ فایده ای ندارد و مخاطب از ما کار شسته رفته و تمیز می خواهد.

یکی از اصلی ترین مشکلات ما تعامل با سوژه ها بود. از نکات جالب این است که ما هیچکدام از این 13 سوژه را رها نکردیم و آنها هم همین طور و با هم در ارتباط هستیم. اتفاق خوب دیگری هم که افتاد وصل شدن این 13 نفر به هم است. ممکن است طعم شیرین «بزرگ راه همت»برایم کم رنگ شود اما طعم شیرین این ارتباط ها هیچ وقت از کام من نمی رود. «بزرگ راه همت» کار خاصی نکرده و فقط خواسته با نگاه درستی، آنچه که هست را نشان بدهد. واسطه گری فرهنگی بکند. چیزی که خیلی کمرنگ است. اگر به چشم آمده به دلیل غائب بودن رسانه است. ما فقط دوربین دست گرفتیم و آنچه رخ می دهد را تصویر کردیم. گاهی تعاریفی که می شود از «بزرگ راه همت» کام من را تلخ می کند به خاطر سالهای متمادی این غیبت. می گویند جای چنین برنامه ای خالی بود. چرا خالی بود؟ پس رسانه ها کجا بودند؟ چکار می کردند؟ مدیران که سرشان شلوغ است و تاج سر ما هستند و دردسر دارند و وقت ندارند از پشت میزشان بلند بشوند، این برنامه را ببینند انگار که به یک تور فرهنگی رفته اند. خودشان وقت ندارند به سیریک بروند، به بندر عباس بروند، بنشینند زیر کولر و این برنامه را ببینند. منظور فقط مدیران کلان نیستند، مدیران استان ها. مردم می گفتند ما فقط انتخابات به انتخابات مدیران را می بینیم.

من همین جا هم اعلام آمادگی می کنم که شرایطی فراهم شود تا مدیران را تور فرهنگی ببریم. ما همه چیز را که نتوانسته ایم نشان بدهیم. اتفاقی که در حال روی دادن است خیلی بزرگ تر است. من حاضرم وقت بگذارم و آنها ببینند. مثل ما با شکیب نروند. ما ماشین خوب و هواپیما بروند.

**شکیب؟

جاوید: شکیب ماشین کار است. یک تویوتا لندکروز 85 که نسل آخر لندکروزهایی است که در دوران جنگ استفاده می شد.

**با توجه به اینکه شبکه افق را با شعار تکراری به مردم معرفی کردند، فکر نمیکنید باعث شد خیلی ها «بزرگ راه همت»را چون از شبکه افق پخش می شود، نگاه نکنند؟ شاید اگر از یکی از شبکه های سراسری پخش می شد، بیشتر دیده می شد؟

جاوید: با همه مشکلاتی که شبکه افق دارد، اما هیچ شبکه دیگری برای تولید «بزرگ راه همت» گامی برنمی دارد و هیچ وقت این برنامه ساخته نمی شود.

ایرانگردی بله. اما چنین چیزی اصلا امکان ندارد. یک درصد هم احتمال نمی دهم که یک مدیر یا بدنه شبکه دیگری بخواهد حاضر به ساختن چنین برنامه ای بشود. ما برخی شهرها که می رفتیم اصلا نمی دانستند که شبکه افق چیست؟ شبکه بازار را می شناسد اما افق را نمی شناسد و اینکه صداوسیما شبکه را متعلق به خود نمی داند.

آذین: چند نکته هم من باید اشاره کنم که در بخشی از صحبتتان به آقای فراستی اشاره کردید که من باید بگویم ایشان منتقد باسواد و پرسابقه ای است و نگاهش به هنر و سینما و تلویزیون از زاویه نگاه به نیمه خالی لیوان است. کار یک منتقد نوعی تعامل است و من نقدی را که در برخی برنامه های ندیدنی تلویزیون انجام می شود، قبول ندارم. نقدی که مبتنی بر تخریب و تهاجم است و نه چندان حرفه ای نیست، اخلاقی و انسانی هم نیست. نقد درست دیدن نقاط هم زمان مثبت و منفی در کار است که منجر به حرکت تاثیرگذار می شود. منتقد هم یک تماشاگر حرفه ای است. وقتی آقای جاوید از آقای فراستی استفاده می کند، نشان دهنده نوع تفکری است که برای مخاطب و نقد قائل است.

اشرفی: بعد از 4 قسمت ما متوجه یکسری کاستی ها در کار بودیم و سید امیر دنبال این بود که در استودیو بشود خیلی صادقانه خودمان را نقد کنیم. نوع بیان و نقد آقای فراستی هم برای ما خیلی مهم بود و به همین دلیل از ایشان بهره بردیم.

آذین: مجموعه «بزرگ راه همت» کار و اثر بسیار ارزنده و مثبتی بود که امیدوارم تولید آن در تلویزیون ادامه پیدا کند و این مسیر توسط دیگر فیلمسازان ما هم طی بشود.

منبع:فارس

 

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 83
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات