رباخواری؛ سبک زندگی مغایر با حیات اجتماعی

0

گیگر:

چندسالی است که یک خانه قدیمی از پدربزرگتان به ارث رسیده است، اما به خاطر رکود بازار مسکن و زمین، قیمت آن چندان رشد نکرده است. شما و دیگر نوه‌ها با یک حساب دودو تا چهار تا به این نتیجه می‌رسید که اگر آن را بفروشید و هر یک سهم خود را بردارید، می‌توانید از سهم خود اندازه ماهانه به چند ماه حقوق یک کارمند بهره بگیرید. چرا چنین کاری نکنید؟ هرچه باشد این تصمیم عقلانی است، به ویژه این‌که این روزها چیزی عقلانی است که «نان داشته باشد.»

به گزارش بولتن نیوز به نقل از جام جم، اما اگر همه ما با همین عقلانیت، سبک زندگی خود را سامان دهیم، ماحصل چه خواهد بود؟ جز نسلی بی کار و تنبل که شامش را بهره چند درصد و دِسِرش را یارانه ماهانه تامین می کند و از صدقه سری تک فرزندی، خیالش راحت است که سقف خانه پدری بدون هیچ رقیبی از آن او خواهد شد؟ ما به کدام سو در حرکتیم؟ کدام فرجام منتظر این شیوه زندگی است که امروز به آن سو رفته ایم؟

مساله چیست؟

در باب انحای شرایط حلال و حرام بودن بهره پول، هزاران سوال و هزاران پاسخ مختلف قابل طرح است، اما مساله اصلی گاه میان این سوال و جواب ها نادیده گرفته می شود. هدف اصلی از تحریم «ربا» چیست؟ به یاد دارم امام جماعت مسجد محله ما که مجتهدی حکیم و باریک بین بود در باب این مساله می گفت: اگر یک پیرمرد یا پیرزنی که توان فعالیت و کار کردن را ندارد، سرمایه خود را به بانک بسپارد و ماهانه مبلغی را برای امرار معاش دریافت کند، چندان به او خرده ای گرفته نمی شود و هستند مراجعی که بهره بانکی را جایز بدانند، اما اگر صاحب سرمایه، فرد جوانی است که می تواند با سرمایه خود، یک فعالیت مشروع و پرمنفعت برای خود و جامعه اش به راه بیندازد، چرا اساسا باید در اندیشه بهره دادن سرمایه اش در قالب سپرده یا موارد مشابه باشد.

یکی از مسائل اصلی در باب ربا گرایش جامعه به سمت تنبلی و بی مسئولیتی است. فرد رباخوار، یک فرد بی دغدغه است؛ کسی است که تمام هستی اش در سرمایه نقدی که متعلق به اوست خلاصه شده و بدون قبول مسئولیت نسبت به چگونگی به سود رسیدن این سرمایه، از این سرمایه بهره می خواهد. این نوع زیستن، یک سبک زندگی است، اما سبکی نامطلوب و زشت.

رباخواری یک شرایط خاص نیست، بلکه دارای ماهیت روحی است که با نگاه کلی به جامعه می توان دریافت آیا روح رباخواری در آن حکمفرماست یا نه. اگر روح حاکم بر اقتصاد جامعه به سمتی گرایش یابد که افراد سود خود را در فروش و نقد کردن هر آنچه به شکل سنتی ارزشمند است و سودای کسب بهره ماهانه از این وجه نقد بدانند و این بهره ماهانه را نیز نه خرج هزینه های ضروری زندگی، بلکه ذخیره ای برای کسب ماهانه بیشتر بدانند، آن جامعه به سمت فرهنگ رباخواری نزدیک شده است.

رباخواری؛ بی هویتی و تنبلی

از این منظر، جامعه رباخوار، جامعه ای است که در مسیر بی هویتی گام برمی دارد چراکه جامعه رباخوار جامعه ای بی سرزمین و بدون تعلق است، برای جامعه رباخوار، نه زمین و نه خانه و نه سرپناه ارزش نیست، بلکه آنچه ارزشمند است، صرفا وجه نقد است. بنابراین جامعه رباخوار دو ویژگی اساسی دارد؛ هم تنبل است و هم بی هویت. از این رو جامعه رباخوار، اساسا یک جامعه نیست، بلکه متشکل از مجموعه افرادی است که به سبک زندگی رباخواری عادت کرده اند و با کوچک ترین تلنگری آماده از هم پاشیدن است. زندگی به شیوه رباخواری، افراد را از یکدیگر مایوس و بلکه بدبین می کند. هیچ همدلی بین اعضای جامعه باقی نمی ماند، بلکه هر کس در اندیشه یک هدف شخصی است: کسب سود بیشتر از سرمایه خودش. از بین رفتن همدلی و نیز کم شدن انگیزه برای کار کردن، این جامعه را به سمت سردی و مرگ می کشاند.

نیکوست که از همین امروز، فرزندان خود را به فرهنگ کار کردن و زحمت کشیدن و سود مشروع رساندن به دیگران و خود عادت دهیم. آنها را به شیوه ای از زندگی عادت دهیم که در آن تنبلی عیب بزرگی است، آنها را به تلاش ثمربخش فراخوانیم.

[ad_2]

لینک مطلب

پاسخ دهید