Wednesday 18 January 2017

بک لینک شاپ

کد خبر : 53237
تاریخ انتشار : چهار شنبه 13 آوریل 2016 - 12:00
1 views بازدید

رویکرد غالب سیستم آموزشی و بی توجهی به عامل انسانی

گیگر : بحث نابرابری توسعه در میان مناطق مختلف از موضوعاتی است که در کشور ما جایگاه چندان مشخصی ندارد این بی عدالتی و تبعیض در فرآیند آموزش منطقه ای باعث شده هر از چندگاهی شاهد اتفاقات بسیار تلخ انسانی باشیم. پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : بحث نابرابری توسعه در میان مناطق مختلف از موضوعاتی است که در کشور ما جایگاه چندان مشخصی ندارد […]

گیگر :

بحث نابرابری توسعه در میان مناطق مختلف از موضوعاتی است که در کشور ما جایگاه چندان مشخصی ندارد این بی عدالتی و تبعیض در فرآیند آموزش منطقه ای باعث شده هر از چندگاهی شاهد اتفاقات بسیار تلخ انسانی باشیم.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : بحث نابرابری توسعه در میان مناطق مختلف از موضوعاتی است که در کشور ما جایگاه چندان مشخصی ندارد این بی عدالتی و تبعیض در فرآیند آموزش منطقه ای باعث شده هر از چندگاهی شاهد اتفاقات بسیار تلخ انسانی باشیم.

به گزارش انتخاب، نابرابری های توسعه ای که به دلایل متعددی نظیر دلایل تاریخی، طبیعی، دموگرافیکی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و… ایجاد می شوند علاوه بر اینکه رشد ناهمگون و نا متعادل میان نواحی مختلف کشور را سبب می شوند باعث به تاراج رفتن خود « انسان » گاهی در نقش معلم و زمانی در نقش دانش آموز، آن هم در سیستم آموزشی که در آموزه های دینی و اخلاقی ما جایگاهی ویژه دارد، می شود.

مصداق های این تلخی بی پایان تمامی ندارد. اینبار نیز «حمیدرضا گنگو زهی»، معلم مقطع ابتدایی روستای نوکجو از توابع سیستان و بلوچستان قربانی زهر تلخ بی عدالتی و بی توجهی به استانداردها و حداقل های سیستم آموزشی شد. معلمی که رئیس جمهور محترم را به واکنش واداشت و در توئیتش از فداکاری آن تجلیل کرد. اما عادت داریم علاج واقعه را به بعد از واقعه موکول کنیم و احساسات و عواطف انسانی را جریحه دار می کنیم. آنچه از جلوی چشم آدم تکان نمی‌خورد، واقعیت‌های تلخ دیگری است. اینکه دیوارهای خشت و گلی مدرسه‌هایی در نقاط صفر مرزی هنوز در کمین زنگ‌های تفریحند. اینکه آمبولانس‌ها و امکانات اولیه‌ای باید باشد که نیست. اینکه کلی اپراتور تلفن همراه داریم با جوایز رنگارنگ و پیامک‌های گاه و بیگاه الکی که سهم مردم این نواحی از این همه درآمد و جایزه، یک آنتن ضعیف و ناقابل برای مواقع ضروری نیست.

رویکرد غالب سیستم آموزشی و بی توجهی به عامل انسانی

مضاف بر این تلخی ها، سیستم آموزشی ما اینقدر نابسامان است که اجازه می دهد شهریه های آنچنانی از دانش آموزان اخذ و با انواع تهدید مجبور به پرداخت از طرف اولیاء محترم شود که در بسیاری موارد نه برای رفاه و تسهیل خدمت رسانی آموزشی بلکه سرنوشت پولهای گرفته شده از پیتزافروشی های کیش و برخی اماکن تفریحی رقم می خورد و درمناطقی دیگر نیز با پائین آوردن فتیله انتظارات دانش آموزان و معلمان فداکار همه هستی آنها را می ستاند که تلخی آن در گستره عاطفی انسانها ودر ذائقه های آنها همیشگی می شود.

«معلم فداکار» امروز و «معلم خرید خدمتی» دیروز، به گفته برادر همسرش«حدود شهریور بود که ضمن خدمت استخدام شد. در این 7 ماه هم مزه حقوقش را نچشید. ماهی 450 هزار تومان بود که نداده بودند. با یک بچه مریض و…» این زهر تلخ پایانی ندارد.

در گوشه ای دیگر از مناطق محروم و در نیشابور«مهناز مقدم نیا» که دچار دیسک کمر شده و پزشک معالج برایش مرخصی بلند مدت تا پایان سال تحصیلی تجویز کرده اما نه درد بیماری و نه اعزام نیروی جایگزین توسط آموزش و پرورش نیشابور، هیچ یک نتوانستند که وی را مجاب به ماندن در منزل کنند.؛ تدریس در بستر بیماری حالا از شروع بیماری چندماهی می‌گذرد و خانم معلم هنوز آنقدر احساس مسئولیت می‌کند و از خود گذشته است که ترجیح می‌دهد در کلاس درس و میان دانش آموزانش حاضر شود. با شرایطی ویژه، در حالی که بر تخت خواب تعبیه شده در گوشه کلاس درس دراز کشیده و چیدمان میز و نیمکت های دانش آموزان را هم به تناسب شرایط تغییر داده‌اند.

رویکرد غالب سیستم آموزشی و بی توجهی به عامل انسانی

اوضاع البته چندان خوشایند به نظر نمی‌رسد، زیرا می‌بینیم شور و شوق معلم به حضور در کلاس درس و ادامه کار، بعد از دو ماه و اندی هم موجب نشده مسئولان به سراغش رفته و شرایط درمان سریع تر وی را فراهم آورند؛ اتفاقی که حتی اگر در حد و اندازه تقدیر از وی هم رخ می‌داد، می‌توانست قانعمان کند که شوروشوق بی نظیرخانم معلم به کارش دیده شده است.

دیده شدنی که کمتر در کشورمان رخ می‌دهد، مگر زمانی که دیگر کار از کار گذشته است؛ درست مثل حادثه ای که به جان باختن معلم روستای نوک‌جو منجر شد و خیلی سریع به صدور پیام تسلیت رئیس جمهور و وزیر آموزش و پرورش گره خورد و هنوز روز به پایان نرسیده، به نامگذاری یک میدان در خاش کشیده شد؛ اتفاقی که شایسته تقدیر است اما به یادمان می‌آورد زمانی قهرمانانمان را می‌بینیم که از میانمان رفته‌اند.

وجود این نابرابری ها سبب گردیده که شکاف توسعه بین نواحی توسعه یافته و محروم روز به روز بیشتر شده و عدالت اقتصادی و اجتماعی مفهوم خود را از دست بدهد ، محرومیت نواحی محروم تداوم یابد و نواحی مرکزی امکانات را در خود متمرکز کنند. این امر نه تنها باعث رشد و توسعه کشور نشده ، بلکه روند کلی توسعه را نیز ناعادلانه تر و آهسته تر کرده است. در این بین استانهای مرزی و محروم همواره با مشکلات و مسائل فراوان توسعه ای – آموزشی دست به گریبان است و لزوم توجه جدی و حداقل حذف تلف شدن نیروی عظیم انسانی را فریاد می زند.

اهمیت سیستم آموزشی در فرآیند توسعه ای امروزه بسیاری از جامعه شناسان و اقتصاددانان بر این باورند برای تبیین شکاف میان کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته، نباید صرفاً به میزان پس اندازها یا منابع ارزی و سرمایه ی مادی توجه کرد، بلکه باید به امور غیر مادی از قبیل دانش، تعلیم و تربیت، آزادی های سیاسی، نهادها و فرهنگ نیز توجه داشت، تا جایی که در نظریات جدید رشد و توسعه ی اقتصادی، گرایش به سوی در نظر گرفتن عوامل غیر مادی در مدل های رشد و توسعه افزایش یافته است.

بی توجهی مفرط به نقش معلم و عدم سرمایه گذاری در آموزش و پرورش و در نتیجه عدم تولید سرمایه ی انسانی و حفظ آن، در نظام سیاسی و به تدریج در جامعه¬ی ما، بیش از هر چیز نشان از این باور دارد که مبنای توسعه از نظر دولت مردان و بخش مهمی از جامعه صرفاً سرمایه ی مادی و مالی است، لذا بیشتر در این زمینه سرمایه گذاری می-شود.

 سیاست های اجرا شده در طول سالیان گذشته و نادیده گرفتن آموزش و پرورش، نشانگر این امر است که مسئولین و مدیران کشور، تغییر در معنای توسعه را نیز درک نکرده اند. آیا در نگاه مسئولین نسبت به معلم و آموزش و پرورش و دانش آموز، انسان غایت است یا پول و سرمایه؟ آیا انسان ها منبع مهم حیاتی به شمار می آیند؟ آیا برنامه ای در جهت توزیع برابر درآمد دارند و اگر دارند آن را به خوبی اجرا می کنند؟ آیا برنامه عملی جهت عدالت آموزشی در کشور وجود دارد؟ آیا حفظ سرمایه های انسانی که نقش اصلی و تعیین کننده در سیستم آموزشی دارد در اولویت است؟

پاسخ تمامی این پرسش ها منفی است. واقعیتی که به هیچ وجه قابل انکار نیست این است که انسان در آموزش و پرورش (چه به عنوان معلم و چه به عنوان دانش آموز) نادیده گرفته می شود. کار به جایی رسیده است که مهم-ترین و اصلی ترین مطالبه و دغدغه ی معلمان، معیشت و وضعیت مادی شان باشد. این نشان میدهد که پول بر انسان غلبه کرده است. معلمین، سال ها یک تنه و یکطرفه مقاومت کردند و تلاش می کردند که در کلاس و مدرسه، انسان غایت باشد و به بوته ی فراموشی سپرده نشود اما نابرابری و تبعیض درسیستم، طاقت ایشان را طاق کرده و به تدریج پول و سرمایه در حال جایگزین شدن انسان است.

 ظاهراً در جامعه ی ما انسان کاملاً در حال فراموشی است. فقط یک درصد از بودجه ی آموزش و پرورش برای تحقیق و پژوهش و بازسازی مدارس و تجهیز آنها اختصاص داده می شود. اگر انسان منبع مهم حیاتی به شمار می آمد قطعاً بیشتر و بهتر مورد توجه قرار می-گرفت و شاهد تلخی های بی پایان انسانی نبودیم.

کاش گوش شنوایی دردها را بشنود و اجازه ندهد پول و سرمایه جایگزین انسان در سیستم آموزشی شود… .



منبع

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 38
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات