Monday 27 March 2017

پیش فروش اینترنتی بلیط قطار

پیش فروش اینترنتی بلیط قطار

پیش فروش اینترنتی بلیط قطار ویژه نوروز ۹۶ برای حرکت در تاریخ (۲۵ اسفند ۹۵ تا ۱۵ فروردین ۹۶) از ساعت ۵ عصر روز یکشنبه ۱۷ بهمن آغاز و تا روز سه شنبه ۱۹ بهمن ادامه خواهد داشت. کاربران گرامی با ورود به سایت سامتیک میتوانند بلیط قطار تمامی شرکت های ریلی ایران اعم از رجا، فدک و سفیر را در تمامی مسیرها به صورت کاملا آنلاین رزرو و خریداری نمایند.
کد خبر : 106204
تاریخ انتشار : دوشنبه 19 سپتامبر 2016 - 5:52
0 views بازدید

سفری نوستالژیک به گذشته ها

گیگر: به گزارش بولتن نیوز به نقل از کارناوال، می خواهیم در کنار شما گشت و گذاری در گذشته داشته باشیم . برویم به زمان هایی دورتر …. البته نه آن قدر دور . به زمانی می رویم که قدیمیتر ها خوب به یادش دارند و امروزی ها شاید کمتر تصویری از آن در ذهن داشته باشند . به میان کوچه و بازار می رویم […]

گیگر:

به گزارش بولتن نیوز به نقل از کارناوال، می خواهیم در کنار شما گشت و گذاری در گذشته داشته باشیم . برویم به زمان هایی دورتر …. البته نه آن قدر دور .

به زمانی می رویم که قدیمیتر ها خوب به یادش دارند و امروزی ها شاید کمتر تصویری از آن در ذهن داشته باشند . به میان کوچه و بازار می رویم تا گذشته ای هزار رنگ را با هم مرور کنیم . به دنیای بچه هایی می رویم که شاید امروز گرد سپیدی بر موهایشان جلوه می کند و خاطراتشان را با آب و تاب برایمان تعریف می کنند . خاطراتی که در دنیای امروز ما کمی گنگ است و مبهم . 

اشتباه نکنید گذشته ای که از آن حرف می زنیم سیاه و سفید نیست اتفاقا برعکس سفر امروزمان خیلی رنگارنگ است . هر طرفش رنگی دارد از گوشه ای از دنیا ….

کوله بارتان را سنگین نکنید مقصدمان خیلی هم دور نیست . فقط کمی گرد و غبار فراموشی را بر چهره ی خود دارد . برای این سفر کافیست دل بسپارید به شیطنت های کودکان و کنجکاوی بزرگترها در قدیم …

شاید کمی هم رنگ نوستالژی به خود بگیرد و با مرور خاطرات شیرین لبخندی بنشاند به صورتتان … شاید خاطرات تلخ و شیرینتان جلوی چشمتان دوباره به تصویر کشیده شوند . 

کارناوال می خواهد شما را به دنیای هزار رنگ شهر فرنگ ببرد و برای لحظاتی شما را در این دنیای زیبا غرق کند .

پس همه چیز را کنار بگذارید و با کارناوال به دنیایی دیگر در قدیم تر ها قدم بگذارید . مطمئن باشید پشیمانی در کار نخواهد بود .

با ما همراه باشید .

شهر فرنگ

شاید امروز آنقدر غرق در تکنولوژی شده باشیم که باورمان نشود در زمانی حدود ۱۵۰ سال پیش خبری از تلویزیون ، رایانه ، تبلت ، گوشی و سایر وسایل نبود که بچه ها و بزرگتر ها را سرجایشان میخ کوب کنند آن قدر که حتی فرصت نگاه کردن به هم را هم نداشته باشند . شاید از خودتان بپرسید که روز را چگونه به شب می رساندند ؟ البته که خیلی هم سخت نبود . بزرگترها که سرکارشان در خانه و بیرون از خانه بودند و هر ازگاهی هم که وقت اضافه داشتند می نشستند دور هم و شروع می کردند به تعریف کردن همه ی دردو دل هایشان . 

بچه ها هم که راهی کوچه ها و خیابان ها می شدند تا با همبازی هایشان قدم به قدم اثری از شیطنت های بچگی هایشان به جای بگذارند . اما همین ۱۵۰ سال پیش یک هو دستگاهی سر از خیابان ها در آورد که می گفتند آدم ها را می برد به دور دنیا یا شهر قصه ها و رویاها . اسمش را گذاشتند شهر فرنگ . شاید به این خاطر که از فرنگ وارد ایران شد و شاید هم به خاطر اینکه مردم را به دنیای فرنگ می برد .

از آن روز شهر فرنگ شد قسمتی از زندگی مردم کوچه و بازار . شاید تفریحی مثل سینما رفتن امروز ما . بعضی روزهایشان را با کلی وقت گذراندن در صف های طولانی می گذراندند تا بتوانند با شهر فرنگ سفری تصویری به دور دنیا داشته باشند . 

استقبال مردم از این دستگاه به حدی بود که گرداننده دستگاه ( معروف به عمو شهر فرنگ به یکی از آدم ها خوشبخت روزگار خودش تبدیل شد و پول خوبی به دست می آورد .

شهر فرنگ

برای اینکه بفهمیم #شهر فرنگ از کجا به ایران رسید  باید کمی زمان را به عقب برگردانیم . می رویم به زمان هایی که هنوز سر و کله ی سینما و تلویزیون با آن فیلم های سیاه و سفید و رنگی در ایران پیدا نشده بود . صبح که می شد تقریبا خانه خالی از سکنه بود . بزرگتر ها می رفتند سراغ کار و بار و بچه ها به کوچه و خیابان برای شیطنت و بازی . خبری از گوشی و تبلت و این جور چیز ها هم نبود . بچه های آن زمان به جای اینکه طرفدار بازی های جورواجور رایانه ای و نشستن پای اینترنت باشند ، از هر لحظه ای برای رفتن به بیرون از خانه و  بازی های کودکانه نهایت استفاده را می کردند . بزرگتر ها هم همه ی دغدغه شان زندگی بود و خانواده . 

تا اینکه نوبت به پادشاهی مظفرالدین شاه رسید و در همان سال های حکومت هوس سفر به فرنگ به سرش زد . آن زمان فقط ۵ سال از اختراع دستگاه سینماتوگراف توسط برادران لومیر در فرانسه و نمایش اولین فیلم متحرک در تاریخ ۲۸ دسامبر ۱۸۹۵ میلادی می گذشت که مظفر الدین شاه سر از فرانسه درآورد و در فروردین ماه سال ۱۲۷۹ به دیدار نمایشگاه جهانی پاریس رفت . چشمش به دستگاهی خورد که نمونه اش هنوز در ایران نبود . در همان لحظه تصمیم گرفت آن را در ایران داشته باشد . پس دستوری برای وزیر خارجه ی خود صادر کرد تا این دستگاه عجیب آن زمان را بخرد و وارد ایران کند . 

شهر فرنگ

photo by Farshad Asadi

شهر فرنگ

شهر فرنگ جعبه ای است چهار گوش که سوراخ هایی بر بدنه ی خود دارد . افراد چشمان خود را به داخل این سوراخ ها می دوختند تا تصاویری از ایران قدیم و یا نقاط مختلف جهان را ببینند . این تصاویر با اراده ی عمو شهر فرنگ عوض می شدند و بیننده از دیدن آنها کلی لذت می برد . تصاویر هر چند وقت یک بار عوض می شدند و تصاویر تازه تری برای نمایش به بازار شهر فرنگ می آمد.

تصاویر زیبا به صورت طومار کنار هم چسبانده می شدند و به دو سر این طومار یک چوب می بستند . تصاویر به دور این چوب ها لوله می شدند . این تصاویر دیدنی از یک چوب باز و به چوب دیگر بسته می شدند . این طومار در داخل جعبه قرار می گرفت و عمو شهر فرنگ متناسب با پولی که دریافت می کرد تمام یا قسمتی از تصاویر را نشان می داد . بین سوراخ های روی دستگاه و تصویر یک عدسی جود داشت تا تصویر را روشن تر و شفاف تر نشان دهد .

عمو شهر فرنگ متناسب با تصویر نمایش داده شده شعر یا عبارتی را با آب و تاب می خواند تا جذابیتی دو چندان به وجود آورد . همه ی این شعر ها و عبارات را با ” شهر شهر فرنگه … “ آغاز می کرد . او در آخر پرده ی سیاهی را مانع دید بینندگان می کرد تا دیگر تصویری نبینند و با عبارت ” سگ سیاه نخورت “ نمایش تصاویر به پایان می رسید .چراغ ها و پارچه های رنگی و پر زرق و برق جلوه ی تازه ای به شهر فرنگ می داد.

شهر فرنگ
شهر فرنگ

همه چیز برای عمو شهر فرنگ خیلی خوب بود . مردم به سراغش می آمدند و پولی به او می دادند تا تصاویر تازه را زودتر از بقیه ببینند .

کم کم سینما و تلویزیون از راه رسیدند و سر عمو شهر فرنگ هر روز خلوت تر و خلوت تر شد. دیگر همه ی تصاویر قشنگ دنیا حرکت می کردند و شاید بیشتر به دل مردم می نشستند . دیگر کسی رغبت نداشت چند تا تصویر ساده را آن هم در عرض مدتی کوتاه ببیند . همین شد که بساط شهر فرنگ کم کم جمع و شد و تبدیل شد به یک خاطره در گوشه ی ذهن بچه هایی که امروز در نقش بزرگان خانواده ها هستند . بعضی شهر فرنگ ها خوش شانس تر بودند و شدند دکوری زیبا در کنج خانه ها و مغازه ها ….

شهر فرنگ

حالا بعد از سال های سال شهر فرنگ های جدید با کمک تکنولوژی روی کار آمدند . در فرودگاه ها ، مترو ، پارک ها ، مراکز خرید و خیلی جاهای دیگر دستگاه هایی را تعبیه کرده اند که باظاهر بی روح خود مردم را به دیدن تصاویری از سراسر دنیا دعوت می کند . دیگر مجبور نیستی کلی خودت را جمع و جور کنی تا چشمانت به سوراخ های دستگاه برسد  این دستگاه های جدید همه چیزشان باب طبع همه جور سلیقه ای می شود . بلند و کوتاه می شوند ، تصاویرشان انتخابی است و حسابی بازاری برای خودشان دست و پا کرده اند . بعضی هایشان حتی تصاویر سه بعدی هم برایتان پخش می کنند و شما را به همه جا می برند .

کوچک و بزرگ شده اند . بعضی هایشان عینکی روی چشمتان می گذارند و شما را غرق در خود می کنند .

اما دیگر نه خبری از عبارات و شعرهای پر از آب و تاب عمو شهر فرنگ است نه تصاویر نابی که در هیچ جای دیگر پیدا نمی شد و مردم برایش صف می کشیدند . جای آن عبارات قشنگ موسیقی هایی آمده اند ، آن هم جهت خالی نبودن عریضه !

همه چیز این دستگاه ها برقی است . تصویر را خودتان عوض می کنید چون دیگر عمو شهر فرنگی در کار نیست . خلاصه که علم پیشرفت کرده اما آن صفا و صمیمیت عمو شهر فرنگ در همان خیابان های قدیم و گوشه ی ذهن برگترها جا ماند و دیگر پیدایش نشد .

شهر فرنگ

بعد از مدتی که سر و کله ی شهر فرنگ های نوین پیدا شد و کمتر کسی به سراغشان رفت . دوباره شهر فرنگ ها قدیمی به بازار برگشت اما این بار هم خبری از عمو شهر فرنگ نبود . شهر فرنگ را با کمی تکنولوژی مخلوط کردند . تصاویر به صورت دیجیتالی پخش می شوند و صدایی که از دستگاه پخش می شود جای عمو شهر فرنگ را گرفته است . اما همین دستگاه ها مخاطبان زیادی را به سوی خود جلب کرده است . علاقه مندان به تاریخ پای این دستگاه ها می روند و ایران قدیم را با همان شعر های قدیمی به تماشا می نشینند . احساسات نوستالژیک خیلی ها با همین دستگاه ها زنده شد و خاطرات آنها برای کوچکتر ها بیشتر قابل لمس گردید .

شهر فرنگ
شهر فرنگ

گشت و گذار در گذشته هم می تواند تجربه ی جالبی باشد . همین شهر فرنگ روزگاری برای خودش برو و بیایی داشته و امروز به فراموشی سپرده شده است . تاریخی که خاطره ی در گوشه ی ذهن پدربزرگ ها و مادر بزرگ های امروز است . تکنولوژی نوع پیشرفته تری از شهر فرنگ را به خانه ها و خیابان ها و معابر آورد اما ذوق و صفا و صمیمیت آن روزها را نتوانست با خود به همراه بیاورد . شاید اگر همین امروز قدمی به سوی زنده کردن خاطره ها برداشته شود ، آموختنی های زیادی نصیب نسل امروز بشود .

نظر شما چیست ؟ این مطلب را دوست داشتید ؟ توانستیم خاطره ای را در ذهن شما زنده کنیم ؟ بی صبرانه منتظر نظرات شما درکارناوال هستیم.



لینک مطلب

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 95
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات