فال حافظ بگیریم یا نگیریم؟

0


hafez

برای شناخت شعر حافظ باید دست‌کم سه ویژگی خیلی مهم را در نظر بگیریم. اول، معماری شگفت انگیز واژگانی و تراکم معانی گوناگون در کمترین واژه‌هاست؛ مقرنس‌کاری و میناکاری‌های کلامی و زبانی که شبیه سحر است. در واقع حضور پررنگ ایهام و چندپهلو بودن کلام، یکی از مهم ترین ویژگی‌های شعر حافظ و مولفه مهمی در جذب مردم به اوست. دوم، ارتباط حافظ با کلام وحی است و خودش هم می‌گوید «هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم».

این ارتباط باعث می شود بخش بزرگی از جامعه ما را که جامعه دینی است به سمت شعر او بکشاند و پیوند عاطفی و محتوایی برقرار کنند و همین لقب لسان الغیب و ترجمان اسرار بودن از این ماجرا سرچشمه می گیرد.

سومین وجه هم مسائل اجتماعی و بیان دردهای فراگیر مردم است که به جد در دیوان حافظ وجود دارد و این موارد توانایی جذب هر مخاطبی را به سمت خود دارد.

در جامعه ما افراد از همه طیف ها به این حافظ علاقه مند هستند و دوستش دارند البته این علاقه بیشتر به سمت فال گرفتن رفته است و همواره شاهد هستیم هرچند کتاب های متعددی در عرصه حافظ شناسی و پژوهش های مرتبط با آن منتشر می شود، اما هنوز هم مردم بیشتر به خرید و مطالعه فالنامه ها تمایل دارند.

به عبارتی، هنوز هم مردم ما حافظ را به واسطه فال حافظ می شناسند و دوست دارند. گاهی در یک سال می بینیم فالنامه ها چند بار با تیراژ های بالا تجدید چاپ می شود، اما کتاب های درخشان و جدی در حوزه نقد و پژوهش، سال های سال در حد همان چاپ اول باقی می ماند.

این بالاخره نشان می دهد گرچه جامعه ما حافظ را خیلی دوست دارد، اما باید دید و تحقیق کرد این علاقه و ارادت چگونه و چقدر سطحی و عمیق است.

باید بگویم شعر حافظ به دلیل ویژگی هایش این قابلیت را پیدا کرده است تا از دیدگاه های مختلف خوانده شود و خصلت تاویل پذیری فوق العاده بالا و خاصیت آیینگی آن باعث شده هر کس چهره خودش را در آن ببیند و دریافت خودش را از آن متن داشته باشد.

معتقدم هیچ کدام از متن های تاریخ ادبیات فارسی ما به اندازه حافظ قابلیت تاویل پذیری ندارد و این یکی از عوامل اصلی رویکرد به دیوان و اشعار حافظ به ویژه برای فال گرفتن بوده است.

البته در کنارش هم بحث لسان الغیب بودن و ترجمان اسرار بودن حافظ نیز در ذهن و ضمیر مردم ایران کمک زیادی به این موضوع کرده است.

از سوی دیگر نقد گزنده و شیرین حافظ از مسائل اجتماعی هم تاثیر به سزایی داشته است، به خصوص سوگیری این نقد به سمت زهد و ریا و تزویر که آفت همیشه جامعه ایرانی بوده، باعث شده مردم رغبت بیشتری به شعر حافظ داشته باشند و از این ریاستیزی و تظاهرستیزی حافظ لذت بیشتری ببرند.

من اصلا این نوع نگاه عمومی و فراگیری را که به شعر حافظ به عنوان فال وجود دارد، نمی پسندم به ویژه آن که اگر کسی از شعر حافظ در تصمیم گیری های زندگی اش بهره ببرد کاملا مخالف عقل و شعور انسانی است اما از یک نظر هم اشکالی نمی بینم.

دست کم در خیلی از این نشست ها و محافل خانوادگی که مردم دور یکدیگر جمع شده اند و می توانند در این محافل حرف های متعدد و کارهای مختلف انجام دهند، به شعر حافظ روی بیاورند و غزل بخوانند. به نظرم به هر بهانه ای که کسی یا کسانی بنشینند و این متن را بخوانند مفید است؛ولی تاکید می کنم این که بخواهیم در تصمیم گیری ها و رخدادهای زندگی به حافظ رجوع کنیم و بعد تصمیم بگیریم، اصلا شایسته عقل انسانی نیست.

تبلیغات در آلامتو

Laghari



منبع

پاسخ دهید