نگرانی‌ها فقط انرژی شما را تحلیل می‌برند!

0


چرا نگرانی چیزی جز یک خواب و خیال دلگیر نیست؟

نگرانی worry

آیا خودتان را یک نگران می‌دانید؟ هرچند هرکسی گاهی نگران می‌شود، اما بعضی از افراد کلا هر روز نگرانند. آنها عادت به تفکرات فاجعه‌انگیز دارند و همیشه برای بدترین حالت آماده‌اند. این نه تنها انسان را از نظر احساسی و روانی تحلیل می‌برد بلکه آسیب‌های جسمی هم دربردارد، و منجر به بیماری‌های مکرر، زخم‌های گوارشی و مشکلات قلبی می‌شود.

این سناریو را درنظر بگیرید: کسی که عاشقش هستید، و همیشه خوش‌قول و وقت شناس است، نیم ساعت دیر می‌کند. سعی می‌کنید با او تماس بگیرید، اما صدای پیغام‌گیر را می‌شنوید. اولین فکری که می‌کنید چیست؟ اگر ناخودآگاه تصور یک فاجعه را دارید و به حالت هراس و دلهره می‌افتید، احتمالا جوری زندگی نمی‌کنید که سزاوارش هستید، یعنی آرامش، خوش‌بینی و رضایت ندارید.

نگرانی اصولا یک خواب و خیال منفی است، یک تصور مطلق. بنابراین هرچند خواب و خیال موجب می‌شود سناریوهای مثبتی را تصور کنیم، اما نگرانی، تصور سناریوهای وحشتناکی است که به خودمان اجازه می‌دهیم با متصور شدن‌شان، طعم تجربه‌ای تلخ را پیش از آن‌که روی دهد بچشیم. اشاره‌ای را می‌گیریم و سریعا بدترین ترس را متصور می‌شویم، مثلا در نمونه گفته شده، به‌جای این‌که تصور کنیم او به صدها دلیل مثبت دیگر دیر کرده‌است، منفی فکر می‌کنیم.

چرا این‌گونه عمل می‌کنیم؟ شاید باور داریم که این‌گونه برای بدترین پیشامد آماه می‌شویم و از شوک‌مان پیشگیری می‌کنیم. مثلا اگر ببری در اتاق باشد، ما کاملا او را تحت نظر می‌گیریم، هر حرکتش را دقیق نگاه می‌کنیم، مطمئنا در حضور او، نمینشینیم و کتاب نمی‌خوانیم. وقتی نگران هستیم، فاجعه‌ای که از آن می‌هراسیم مانند همین ببر است. می‌ترسیم چشم از آن برداریم، مبادا که تصمیم به حمله بگیرد.

اما در واقعیت، نگرانی نه ما را آماده می‌کند و نه از ما دربرابر فاجعه حفاظت می‌نماید. به راحتی انرژی‌مان را تحلیل می‌برد و لذت را از ما می‌دزدد. اگر هر زمانی که فرد موردعلاقه‌مان دیر کرد، به سناریو دردناک تصادف فکر کنیم، نه برای چیزی آماده می‌شویم و نه جلوی وقایع را می‌گیریم و حتی اگر او روزی تصادف هم بکند، نگرانی چه کمکی به آن شرایط خواهد کرد؟ صرفا متصور شدن این سناریو برای صدها بار، حادثه را ساده‌تر نمی‌کند.

Corrie ten Boom، یک زن عجیب هلندی که با فجایع وحشتناک هلوکاست و جنگ جهانی دوم روبرو شد تا تقریبا 800 یهودی را نجات دهد گفته:” نگرانی، غم فردا را برطرف نمی‌کند، بلکه امروز را از قدرت تهی می‌کند.” به‌علاوه، اگر او روزهایش را در نگرانی فاجعه‌بار به سر می‌برد، خیلی احتمالش زیاد بود که دراثر ناتوانی و عجز کارش را رها کرده و نتواند به آن‌همه افراد کمک کند.

پس، دفعه بعد اگر وسوسه نگرانی سراغ‌تان آمد، سعی کنید بهترین سناریو را متصور شوید نه بدترین آن را. اگر فرد موردعلاقه‌تان تاخیر داشت، تصور کنید چند دقیقه بعد اسمش ناگهان روی صفحه تلفن‌تان ظاهر خواهد شد و با شما تماس خواهد گرفت. تصور کنید با این اتفاق چقدر احساس آرامش خواهید کرد. نفس عمیق بکشید و به بدن‌تان را ریلکس کنید و بهترین را مجسم نمایید.

بله، گاهی اتفاق‌های بد هم می‌افتد، اما آنها استثنا هستند، نه همیشگی. بی‌جهت با سناریوهای بد خودتان را عذاب ندهید، بگذارید امروزتان روزی بدون نگرانی و دلهره باشد.

Laghari



منبع

پاسخ دهید