چطور قصه طلاق را غصه دار نکنیم؟

0

اینکه زوجین چگونه بتوانند جدایی و طلاق بعنوان چالش بزرگ زندگی مشترک را با شروع زندگی مطلوب مجدد پشت سر گذارند مهمترین و اساسی ترین بخش قصه غم انگیز طلاق است.

به گزارش خبرنگار کلینیک گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران؛ روایت طلاق همیشه تلخ است بالاخره جدایی از کسی که روزگاری دوستش داشته ایم چندان آسان نیست اما گاهی طلاق تنها راه چاره برای فرار از قصه غمبار یک زندگی است، دو نفر به هر دلیلی نتوانسته اند با هم بمانند.

چرا حتی وقتی رابطه‌ای به انتها رسیده است و آنقدر خوب پیش نمی‌رود که شما را وادار می‌کند طلاق بگیرید، باز هم این تصمیم شما را تحت فشار قرار می‌دهد؟ طلاق دردناک است زیرا نشان دهنده شکست است، نه تنها شکست شما در رابطه تان، بلکه بخاطر از دست دادن رویاهای مشترکتان. یک رابطه عاشقانه با حجم زیادی از آرزو و هیجان شروع می‌شود. پس با تمام کردن آن دچار نارضایتی، استرس و ناامیدی می‌شوید.

طلاق شما را به وضعیتی نامعلوم که تجربه‌اش را نداشته اید سوق می‌دهد. همه چیز درهم و بر هم است. زندگی روزمره تان، مسئولیت هایتان، خانه تان، دوستان مشترکتان یا دوستانی که از طریق همسرتان با آنها آشنا بودید، همه و همه تغییر می‌کند. در مورد آینده تردید دارید. آینده و زندگیتان بدون همسرتان چه شکلی خواهد داشت؟ آیا شما می‌توانید همراهی دیگر برای خود پیدا کنید؟ آیا می‌خواهید بقیه زندگیتان تنها باشید؟ تمام این شک‌ها و سوالات و شرایط جدید روزهای آخر زندگی مشترکتان را بسیار تلخ می‌کنند.

میزبان قصه طلاق و غصه هایش نشوید 

دکترعلی باجلان روانشناس و کارشناس خانواده در گفت‌وگو با خبرنگار گفت: متاسفانه یکی از پدیده های رایج در کشور طلاق است به گونه ای که آمارها نشان می دهد از هر4 ازدواج یک ازدواج منجر به طلاق می شود یعنی 25 درصد ازدواج هایی که یه صورت رسمی اعلام شده است به طلاق می رسد.متاسفانه طلاق پیامدهایی دارد و کسانی که درگیر طلاق می شوند واکنش هایی را از خود نشان می دهند که اگر نتوانند این واکنش ها را مدیریت کنند دچار مشکلات حاد دیگری می شوند یعنی هم داغ طلاق هم مشکلات هیجانی آن را باید تحمل کنند. 

هدیه رسیدن به بن بست زندگی 

معمولا همه افراد وقتی با یک فقدان و شکستی مواجه می شوند چند نوع واکنش را از خود نشان می دهند، این روانشناس در این خصوص بیان کرد: در مرحله اول بعد از روبه رو شدن فرد با یک شکست انکار کردن است و فرد شروع به انکارکردن اتفاقات رخ داده، می کند (فرد درگیر این مرحله می شود تا بتواند موضوع را تحمل کند).

وی افزود: مرحله دوم بعد از انکارکردن، خشم است. وقتی فرد با این طلاق مواجه می شود و راهکار مناسبی را مقابلش نمی بیند به پرخاشگری، عصبانیت و انتقام گرفتن را شروع می کند و به طور کلی نمی تواند هیجان و احساسش را کنترل کند.

به خود حمله نکنید

این روانشناس درباره کنترل احساس و هیجان در مرحله دوم بیان کرد: بروز واکنش های فیزیولوژیک در بدن از قبیل تپش قلب، لرزیدن دستها، تند شدن نفس ها، خشکی دهان و..  و احساس و برداشت فرد از این حالات، درکل به احساس و هیجانات در مواجه با خشم، افسردگی و.. تعبیر می شود بنابراین اگر شناخت درست از هیجانات صورت نگیرد و احساسات کنترل نشوند زندگی به ورطه ای می رود که خارج شدن از آن بسیار سخت خواهد بود و فرد ممکن است دجار رفتارهای خودتخریب گرایانه شود. 

وی افزود: مثلا بعضی از افرادی که طلاق گرفته اند از مواد مخدر و مشروبات الکی استفاده کرده یا از تمام این موارد بدتر، به فکر انتقام جویی می افتد و با برقراری رابطه های مختلف سعی می کند از طرف مقابل خود یا هم جنسان او انتقام بگیرد.

وقتی احساسات نخود آش می شود

وی با بیان اینکه فردی می تواند از مرحله دوم و کنترل احساس و هیجانات موفق بیرون آید که یک خود آگاهی ازخود داشته باشد و بتواند اتفاقات زمان حال خود را تصمیم گیری کند، اظهار داشت: معمولا اگر یک احساس کنترل نشود به دنبال آن احساسات دیگر ظاهر می شوند به عنوان مثال فردی که وسیله خود را گم کرده خشمگین است و اگر خشم او کنترل نشود به پرخاشگری می پردازد و بعد از مدتی از پرخاشگری خود شرمنده می شود ( یعنی به دنبال احساس خشم ابتدا احساس پرخاشگری و سپس احساس شرمندگی ظاهر می شود) و این نشان می دهد که او نتوانسته احساس اولیه خود را به درستی مدیریت و کنترل کند.

دکتر باجلان بیان کرد: بعد از شناخت هیجانات و احساسات می توانیم با افراد، منطقی صحبت کنیم البته نه با افرادی که در اصطلاح آتش بیار ماجرا باشند بلکه باید با افرادی حرف زده شود که فرد را درک کند و درکل احتیاج نیست که آن فرد راه حل ارائه دهد فقط بهتر است شنونده باشد که فرد بتواند کل مشکلاتش را بیان کند.

وی در خصوص تکنیکی دیگر برای کنترل این امر افزود: کارهایی که باعث می شود بدن ضعیف شود را انجام ندهیم چراکه بین احساس و قدرت بدنی یک ارتباط مستقیم و متقابل وجود دارد. مثلا با ورزش کردن و تغذیه مناسب می توان قدرت جسمانی بدن را افزایش دهیم و از موادی که به بدن آسیب می زند دوری شود.

غول آخر بازی طلاق را هم شکست دهید

باجلان عنوان کرد: فرد در مرحله سوم به مقابله کردن ویا چانه زدن فکر می کند و در نظر دارد که اگر طرف مقابلش برگردد چه کارهایی را برای جبران یا انتقام می تواند انجام دهد و در این مرحله مدام با خود کلنجار می رود.

وی درباره مرحله چهارم و پنجم ادامه داد: وقتی فرد می بیند که طلاق و مراحل قبلی را نمی تواند چاره کند، تلاش هایش فایده ای ندارد و همچنان با مشکل روبه رو است، افسردگی می گیرد و سطح هیجاناتش پایین می آید بدین معنا که انجام کارهای مختلف برایش لذت بخش نیست و دائما درحال خودگویی های منفی نسبت به خود، دیگران و جامعه است و در کل بقیه را مقصر می داند از این رو وارد فاز افسردگی می شود. مرحله پنجم مرحله ریکاوری یا پذیرش است. در این مرحله فرد قبول می کند حالا که به چنین اتفاقی دچار شده است باید برای ادامه راهش تصمیم درست و منطقی بگیرد و ببیند که چه باید کند.

بگذار و بگذر

دکتر باجلان بااشاره به مدت زمان طی شدن مراحل بعد از طلاق تصریح کرد: از لحظه ای که طلاق اتفاق می افتد تا رسیدن به مرحله پذیرش، حداقل 6 ماه زمان می برد (یعنی بعد از طلاق حداقل 6 ماه طول می کشد که به مرحله پذیرش برسیم) این زمان، حداقلی است و بسته به افراد مختلف بسیار می تواند متغیر باشد. مهمترین نکته در دوران طلاق (از لحظه ای که طلاق گرفته می شود تا زمانی که یک رابطه جدیدی اتفاق بیفتد) این است که باید مرحله پذیرش را داشته باشیم چرا که تاوقتی موضوع شکست گذشته را با همان هیجانات شدید روز اول یادآوری می کند امکان شکست مجدد او در رابطه های بعدی وجود دارد، درصورتی که فرد باید با رسیدن به مرحله پذیرش بتواند درک درستی از اتفاقات قبل خود داشته باشد و بصورت منطقی تمام مشکلات و افکارش را سروسامان دهد.

چه کسی زودتر فراموش می کند؟

شاید در بین خانم ها و آقایان این حس کنجکاوانه وجود داشته باشد که با تمام شدن یک زندگی مشترک، طرف مقابلشان چه حس و واکنشی دارد و آیا به همان اندازه که آنها درگیر شکست عاطفی هستند همسرشان هم درگیر است یا اینکه به قولی نفس راحت می کشد و در صدد شکیل خانواده ای جدید است.

دکتر باجلان دراین باره بیان کرد: هرچند که طی کردن مراحل بعد از طلاق بسته به شرایط و روحیه افراد مختلف، متفاوت است اما معمولا خانم ها زودتر و راحت تر از آقایان این مراحل را طی می کنند چراکه آنها در گفت و گو کردن ترس و واهمه ای ندارند و از این طریق راحت تر به تخلیه احساساتشان می پردازند و در نتیجه سریع تر تصمیم می گیرند.

جای نمک پاشیدن، مرهم زخم باشند

این کارشناس خانواده اظهار داشت: روراست بودن با خود از مواردی است که در امر کنارآمدن با امر طلاق و کنترل احساسات یسیار می تواند موثر باشد و فرد نباید با گفتن جملاتی مثل “این از شانس بد من است” ، ” من بدبخت ترین فرد عالم هستم” و.. افکار خود را در جهت منفی تحریک کند و به جای آن با گفتن جملاتی مثل” طلاق ممکن است برای هرکسی اتفاق بیفتد” یا ” من و همسرم نتوانستیم یک زندگی را باهم داشته باشیم” و”‌ما هردو خوب بودیم اما به درد هم نمی خوردیم” خود را آرام کند.

وی با اشاره به نقش خانواده ها گفت: خانواده ها نیز در این میان نقش اساسی را دارند و نباید تشدید کننده ماجرا باشند و به بدگویی طرف مقابل فرزندشان بپردازند چراکه این مسئله کمکی به فرزندشان نمی کند و فقط حال آنها را بدتر می کند و باید از آنها حمایت کنند و اجازه دهند که با گذشت زمان دختر یا پسرشان با این موضوع کنار آید و مداخله ای نکنند که بخواهند فردی را تخریب کنند.

غلبه بر تمام این سختی‌ها مشکل است. اما بسیار اهمیت دارد که بدانید و به خودتان یادآوری کنید که شما می‌توانید دوام بیاورید و زندگی دوباره‌ای را بسازید. فقط مرهم گذاشتن بر این زخم‌ها زمان می‌برد، پس باید صبور و به فکر خود باشید.

گزارش از محیامعصومی

انتهای پیام/

لینک مطلب

پاسخ دهید