Saturday 3 December 2016

بک لینک شاپ

کد خبر : 44110
تاریخ انتشار : پنجشنبه 17 مارس 2016 - 8:48
3 views بازدید

آقای تاجرنیا! اصلاح طلبان به علی مطهری نیاز داشتند یا بالعکس؟ / چرا مطهری ۲۵ ام فهرست امید بود اما دوم شد؟

گیگر : روز دوشنبه ۲۴ اسفند، در روزنامه ی آفتاب، مصاحبه ای با آقای علی تاجرنیا منتشر شد. مصاحبه ی صادقانه ای بود، از این نظر که ایشان بدون ملاحظه و رودربایستی، به تبیین نظرات و تحلیلش نسبت به نتایج انتخابات مجلس دهم پرداخته بود. پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : احسان رستگار: روز دوشنبه ۲۴ اسفند، در روزنامه ی آفتاب، مصاحبه ای با آقای […]

گیگر :

روز دوشنبه ۲۴ اسفند، در روزنامه ی آفتاب، مصاحبه ای با آقای علی تاجرنیا منتشر شد. مصاحبه ی صادقانه ای بود، از این نظر که ایشان بدون ملاحظه و رودربایستی، به تبیین نظرات و تحلیلش نسبت به نتایج انتخابات مجلس دهم پرداخته بود.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
آقای تاجرنیا! اصلاح طلبان در انتخابات به علی مطهری نیاز داشتند یا بالعکس؟ / چرا مطهری ۲۵ ام فهرست امید بود اما دوم شد؟

احسان رستگار: روز دوشنبه ۲۴ اسفند، در روزنامه ی آفتاب، مصاحبه ای با آقای علی تاجرنیا منتشر شد. مصاحبه ی صادقانه ای بود، از این نظر که ایشان بدون ملاحظه و رودربایستی، به تبیین نظرات و تحلیلش نسبت به نتایج انتخابات مجلس دهم پرداخته بود.

یک جمله از آن مصاحبه آن قدر برخی را خوش آمد که تیتری از اخبار ویژه ی خبرگزاری فارس شد با این عنوان «اگر علی مطهری در لیست اصلاح‌طلبان قرار نمی‌گرفت رتبه‌اش بالای ۶۰ می‌شد»

اکثر رسانه های ضد علی مطهری و آن ها که فهرست امید را انگلیسی می نامیدند، از این مصاحبه چه در رسانه ی خود و چه در کانال تلگرامی آن رسانه، شدیدا استقبال کردند. انگار حرف دل بسیاری از افراطیون اصول گرا، از زبان آقای تاجرنیای اصلاح طلب بیان شده بود. آن چه این رسانه ها در صدد بودند تا در این پوشش رسانه ای به آن نایل شوند، این مفهوم بود که «علی مطهری اگر در فهرست اصلاح طلبان قرار نمی گرفت، رای نمی آورد».

در این باره،‌ ذکر نکات ذیل مفید به نظر می رسد:

فهرست امید به مطهری نیاز داشت نه بالعکس:

اگر علی مطهری در فهرست اصلاح طلبان قرار نمی گرفت بخشی از مردم تهران به شاخص گذاری های انتخاب افراد آن فهرست شک می کردند. شک می کردند به این که بر اساس کدام مبانی و قواعد، چه شاقول و میزانی، علی مطهری با آن همه مواضع شجاعانه و منحصر به فرد، در این فهرست نمی گنجد ولی فلان شخص با کف سنی (۳۰ سال) که مهم ترین سابقه اش این است که فرزند یکی از وزرای رئیس جمهور اسبق است، می تواند در آن فهرست قرار گیرد.

گویند چون که فردا آید،‌ فکر فردا کنیم؛ در این مورد می توان گفت، چون علی مطهری در آن فهرست قرار نمی گرفت، از اعتبار آن فهرست کاسته می شد و مردم اولا به هویت آن فهرست و افراد داخل آن قدری شک می کردند و ثانیا ولو در صورت از بین نرفتن اعتمادشان به فهرست امید، اما حتما چاره ای می اندیشیدند تا علی مطهری نیز در آن ۳۰ نفر گنجانده شود. شاید در کنار ۳۰+۱۶ موجی راه می افتاد به نام ۲۹+۱؛ یعنی ۲۹ نفر به علاوه ی علی مطهری. شاید موجی راه می افتاد که هر کس یک نفر را به انتخابش خط بزند و نام علی مطهری را جایگزین کند. چرا که نه؟!

گزاره ی «اگر مطهری در فهرست ما نبود شصتم هم نمی شد» در مورد آقای مطهری، اساسا و ذاتا غلط و غیرقابل اثبات بوده و اثبات عکس آن بسیار راحت تر است. 

پاسخ غلط بودن ادعای آقای تاجرنیا در قالب مثال عامیانه اش این می شود؛ هیچ کارشناسی نمی تواند ادعا و سپس اثبات کند که مثلا اگر لیونل مسی در باشگاه بارسلونا بازی نمی کرد، بهترین بازیکن جهان نمی شد و بعد هم دال بر تایید این گزاره این گونه دلیل بیاورد که «چون بارسلونا بهترین باشگاه جهان است و مسی فقط در بارسلوناست که می توانسته این گونه بدرخشد.» اولا قاعدتا دلیلی داشته که مسی همواره طی سال های اخیر، بین دو بازیکن برتر جهان، در حال جا به جایی بوده است. عقلا محبوبیت تواما مسی هم در بین کارشناسان و نیز در میان مردم، بی شک دلایلی کافی و وافی داشته است. حال تصور کنید که یک کارشناس فوتبال بیاید و بگوید که «مسی اگر این قدر محبوب نبود، بهترین بازیکن جهان نمی شد!» پاسخ این استدلال بی مبنا و عجیب، این است که «خب اصلا چرا مسی این قدر محبوب است؟» و «این محبوبیت چگونه و با چه مرارت هایی دست آمده است» و «محبوبیت هم در بین بازیکنان و نیز از نظر کارشناسان و ایضا در توده های مردم، حتما و عقلا و اثباتا دلایلی قانع کننده می بایست داشته باشد».

واقعا عارف از مطهری اصلاح طلب تر است؟! :

و در قالب مثالی مرتبط و سیاسی این می شود که مثلا شخصی بگوید: «اگر آقای عارف در فهرست اصلاح طلبان نبود، شصتم هم نمی شد!». بر چه مبنایی چنین ادعایی می توان کرد؟! اصلا اگر وقتی آقای عارف در فهرست نباشد، آن فهرست را می توان فهرست اصلاح طلبان نامید؟! قطعا خیر. یاد جمله ای از آقای صادق زیباکلام افتادیم. سه سال پیش ایشان در دانشگاه تهران در حال سخنرانی بودند. نکته ی جالبی را فرمودند و آن این بود: «علی مطهری از محمدرضا عارف و محمدرضا تابش اصلاح طلب تر است.» نگارنده علی مطهری را به معنای واقعی کلمه، نماینده ی جریان سوم می داند،‌ اما سوال این است که چطور می توان آقای عارف را از آقای مطهری اصلاح طلب تر نامید؟ بر چه مبنایی؟ آیا صرفا به دلیل داشتن سمت در دولت اصلاحات یا در ارتباط بودن با رئیس جمهور اسبق، آیا کسی الزاما اصلاح طلب تر از دیگران می شود؟ علی مطهری اصلاح طلب نیست، اما اگر با شاخص های اصلاح طلبان مانند توجه ویژه به فصل سوم قانون اساسی و آزادی های قانونی هم محک بخورد، از عارف بیشتر مورد علاقه ی اصلاح طلبان است؛ چه مردم متمایل به اصلاح طلبی و چه خواص اصلاح طلب.

به یاد خاطره ای افتادم؛ دو هفته قبل از انتخابات بود، ۲۶ بهمن؛ در همان ایامی که حرف و حدیث حذف اسم آقای علی مطهری از فهرست ائتلاف اصلاح طلبان مطرح می شد. مراسمی بود در دانشگاه امیرکبیر. اول نوبت آقای عارف بود و بعد آقای مطهری. سخنرانی آقای عارف تمام شد. نوبت به پرسش و پاسخ دانشجویان رسید. یکی از دانشجویان بالا رفت. یک دختر دانشجو پشت بلندگو قرار گرفت. ظاهرش گواه این بود که احتمالا نسبت با مواضع فرهنگی آقای مطهری در مورد حجاب موافق نیست. اتفاقا همین گونه هم سوالش را آغاز کرد. آقای مطهری در ردیف اول نشسته بودند تا پس از آقای عارف سخنرانی شان را شروع کنند. دختر خانم اشاره کرد به آقای مطهری و گفت: «آقای عارف! من نسبت به خیلی از مواضع فرهنگی آقای مطهری انتقاد دارم. با بسیاری از نظرات فرهنگی ایشان مخالفم، اما با این حال معتقدم ایشان از شما اصلاح طلب ترند. تا کی می خواهید این مواضع محافظه کارانه تان را ادامه دهید؟!» جمعیت آن دانشجو را تشویق کرد. 

اصلاح طلبان تک رای های سال ۹۰ مطهری را فراموش کرده اند؟! :

وقتی همه ی اصلاح طلبان صادق و حتی متولیان فهرست امید هم ابراز شگفتی می کنند از نتایج انتخابات، آن وقت چطور برخی فکر می کنند تحلیل رفتار پیچیده ی مردم تهران، این قدر ساده و قابل پیش بینی است؟ نه با منطق ریاضی و نه علوم سیاسی، نمی توان یک متغیر تعیین کننده از یک معادله ی پیچیده را حذف کرد ولی نتیجه و جواب متغیرهای دیگر و نیز پاسخ نهایی معادله را همان اعداد قبل در نظر گرفت. به تعبیر ساده تر نمی توان علی مطهری را از فهرست امید حذف کرد و بعد هم به عنوان یک گزاره ی اثبات شده و مسلم، گمان کرد که مردم تهران اصلا و ابدا وقعی نمی نهند که نام علی مطهری در فهرست امید باشد یا نباشد! اگر این گونه بود، با اصرار مکرر و توصیه های افراد مختلفی که تصمیم گیر و تصمیم ساز برای فهرست امید بودند مبنی بر خط خوردن نام علی مطهری، این اتفاق رخ می داد. آن هایی که چشم دیدن جریان سوم را نداشتند و ندارند، کم نبودند ولی نهایتا مجاب شدند که حضور علی مطهری در فهرست امید، بر اعتبار و وزانت فهرست می افزاید، پس تصمیم گرفتند تا علی مطهری خط نخورد. نمی توان مردم را تعدادی آدم آهنی یا سرباز صفر یا افراد گوش به فرمان تلقی کرد که خود هیچ محاسبات ذهنی نمی کنند و فقط و فقط گوش به فرمان فلان شخصیت تاثیرگذار است که «تکرار می کند» که به تمامی فلان فهرست رای بدهید. 

تحلیل گرانی مانند آقای تاجرنیا که به قاعده ی فوق پایبند نیستند، این گونه تحلیل می کنند که «از اون جا که اکثر قریب به اتفاق مردم تهران، از اون فهرست ۳۰ نفره ی مجلس، نهایتا ۷، ۸ نفر رو می شناختن ولی به تمامی سی نفر رای دادن، پس اگه علی مطهری نمی بود، برای مردم هیچ توفیری نمی کرد و بازم دقیقا همین جوری رای می دادن و علی مطهری رای نمی آورد و یه آدم ناشناخته ی دیگه به جای علی مطهری وارد مجلس می شد.» حتما این تحلیل درست نیست چرا که از حیث روان شناختی، وقتی مردم اسمی مانند محمدرضا عارف به عنوان نفر صدر فهرست را در کنار علی مطهری مشاهده می کنند، از آن جایی که می دانند علی مطهری به معنای متعارف و کلیشه ای اش اصلاح طلب نیست، پس به این نتیجه می رسند که آن شخص منطقی دارد که «تکرار می کند» به تمامی افراد هر دو لیست رای بدهند و رای می دهند. 

حال روی دیگر سکه را بررسی می کنیم یعنی حالتی که علی مطهری از فهرست امید خط خورده و شخص یا اشخاصی «تکرار کرده اند» که به «تک تک افراد هر دو لیست» رای بدهند؛ حال نتیجه چه می شود؟ آیا اکثر مردم تهران – که به فهرست امید رای دادند – آن «تکرار کردن» را به حکم وحی منزل و آیه ی قرآن تلقی می کنند؟ خیر؛ اکثر قریب به اتفاقشان یک نفر را به انتخاب خط می زنند و نام علی مطهری را به جای او روی تعرفه می نویسند. تنها فردی که در انتخابات مجلس نهم، آمار بالایی از تک رای داشت، علی مطهری بود. این تک رای ها، کسانی بودند که علی رغم انتقادات و دلخوزی هایشان نسبت به پسا88، انگیزه شان از حضور در انتخابات، تنها رای دادن به علی مطهری بود. افراد بسیاری هم بودند که دو به شک بودند بین تک رای دادن به مطهری یا تحریم انتخابات. برخی هم پس از شنیدن رای دادن رئیس جمهور اسبق در دماوند در سال ۹۰، تصمیم گرفتند تا دست از تحریم انتخابات بردارند. اگرچه این موج همه گیر نبود، ولی به هر حال این ها نیز از جنس همان تک رای های به علی مطهری یا نهایتا چند نماینده ی خاص دیگر بودند.

حال می توان فردی مثل علی مطهری که آراء او بعضا از جنس تک رای بوده و بسیاری چهار سال پیش تنها با انگیزه ی رای به او به پای صندوق های رای رفته اند، در سال ۹۴ کاملا او را به فراموشی بسپارند و چون در فهرست امید نیست به او رای ندهند؟!

از دیگر سو، ادعای تاجرنیا غلط است، چرا که با حضور علی مطهری در فهرست اصلاح طلبان و مطلع شدن اقشار مختلف مردم از این موضوع، بسیاری گفتند که «به علی مطهری رای نمی دیم چون رفته با اصلاح طلبا بسته». این جمله ای بود که درصدی از مردم تهران – که نسبت به اصلاح طلبان دل خوشی نداشتند – بر زبان می آوردند. پس اگر فهرست به رای علی مطهری افزوده، از طرفی بخشی از آراء او را نیز ریخته است، اما نمی توان به طور دقیق گفت که چند درصد؛ تنها در صورتی می توان با آمار دقیق به این سوالات پاسخ داد که یک بار دیگر مجددا انتخابات برگزار شود و این بار مثلا علی مطهری در فهرست اصلاح طلبان نباشد تا مشخص شود چقدر رای می آورد. 

قیاس سبد رای آقای علی مطهری با امثال آقایان حداد عادل و ابوترابی، یک سوء تفاهم یا به عبارت دقیق تر یک توهم محاسباتی شدید است. در افکار عمومی،‌ علی مطهری جایگاهی منحصر به فرد دارد؛ طرفداران و منتقدان او، یا بسیار شیفته اش هستند یا متنفر. معمولا حد وسط ها کم هستند،‌ حال آن که این نگاه عمومی، نسبت به امثال آقایان حداد عادل و ابوترابی وجود ندارد. این که آقای تاجرنیا این گونه استدلال می کند که حتی نائب رئيس مجلس هم رایی دور از انتظار آورده پس مردم در هر دو طرف صرفا لیستی رای داده اند، این سوال پیش می آید که پس تفاوت رای بیش از نیم میلیونی نفر اول با سی ام منتخبان تهران که همه از فهرست امید بودند، به چه دلیل است؟‌ پاسخ این است که قطع به یقین چه با فهرست امید و چه بی فهرست امید، علی مطهری در این انتخابات رای کافی برای ورود به مجلس را داشت و سرنوشتی مانند اصول گرایان و افرادی که خارج از فهرست امید بودند برای او رقم نمی خورد. نکته ی جالب تر این جاست که علی مطهری بنا بر گفته ی برخی از اصلاح طلبان (البته پیش از روز جمعه ۷ اسفند) باید حتما در فهرست امید قرار می گرفت چون بخت اول برای اول شدن در انتخابات تهران بود. 

مشارکت مردم در انتخابات مجلس دهم در تهران، تنها دو درصد افزایش داشته است نسبت به انتخابات مجلس نهم. یعنی بخشی از آن ۵۸ درصد شرکت کننده در انتخابات محلس نهم، از جنس همان رای های تکلیفی ای هستند که با هدف شرکت در انتخابات ولو در صورت عدم حضور افراد مطلوب، هر دوره به پای صندوق های رای می روند تا به جمهوری اسلامی ایران آری گفته باشند و نظام و امنیت تثبیت شود، اما درصدی نیز همواره وجود داشته اند که تنها در صورت تحقق مطالباتشان یا حضور و تایید صلاحیت شدن افراد مد نظرشان است که حاضر می شوند رای بدهند. وقتی مشارکت مردم در انتخابات مجلس نهم در تهران ۵۸ درصد بوده و امسال به ۶۰ درصد رسیده، روی کاغذ دو درصد به مشارکت مردمی افزوده شده است. این افزایش دو درصدی،‌ قاعدتا پیرو دعوت رهبر معظم انقلاب از منتقدان و مخالفان نظام برای شرکت در انتخابات و نیز دعوت سران اصلاحات برای رای دادن به فهرست امید در انتخابات مجلس اتفاق افتاد. 

یعنی تک رای های علی مطهری در سال ۹۰ به رای های فهرستی امید در سال ۹۴ بدل شده اند. آن هایی که دل خوشی شان برای شرکت در انتخابات مجلس نهم، تک رای دادن به علی مطهری بود، امسال با انگیزه ی رای به فهرست امید به پای صندوق های رای آمدند. حال آیا می توان تصور کرد که مردم این قدر بی تفاوت و بی انگیزه در قبال رای دادن به علی مطهری عمل کنند؟!

اول اصرار برای درج نام مطهری در فهرست اصلاح طلبان و بعد وام دار جلوه دادن او؟ :

علی مطهری اصلا بنا نبوده دوم شود! انتقادات آقای تاجرنیا و امثال ایشان مبنی بر خط خوردن اسم مطهری از فهرست اصلاح طلبان به جرم این که فهرستی جداگانه ارائه کرده است، در همان هفته ی آخر بهمن ماه، کاملا لحاظ و در جلسات اتاق فکر اصلاح طلبان و شورای سیاست گذاری فهرست امید، اعلام و اعمال شد؛‌ پیرو همین نظرات بود که بنا شد نام آقای علی مطهری،‌ از جایگاه دوم به انتهای فهرست منتقل شود. حتی بسیاری از همفکران آقای تاجرنیا در آن ایام نظرشان این بود که نام آقای علی مطهری از فهرست امید حذف شود به جرم این که ایشان فهرستی جداگانه با عنوان «صدای ملت» منتشر کرده است. حال آن که علی مطهری این واقعیت را پیش از آن که او را در فهرست اصلاح طلبان قرار دهند، صریحا و علنا اعلام کرده بود و آقای محمدرضا عارف و دیگران، همه در جریان بودند که اعلام فهرست مستقل علی مطهری، محتوم به وقوع است.

پس از اعلام فهرست مجزا، برخی از همان همفکران آقای تاجرنیا، به آقای مطهری پیغام فرستادند که اگر فهرست «صدای ملت» را پس نگیری، نامت را از فهرست اصلاح طلبان خط می زنیم. پیرو همین تهدیدها، ایشان در نشست خبری «صدای ملت» و نیز در برخی نشست های دیگر در بعضی دانشگاه های تهران، مکررا اعلام کردند که اولا «من بده بستانی با آقای عارف و اصلاح طلبان ندارم»، ثانیا «من نگفته ام که اسمم را در فهرست اصلاح طلبان قرار دهند. خودشان خواسته اند و گذاشته اند. پیش از این هم بارها اعلام کرده ام که هر کس می خواهد اسم من را در هر فهرستی بگذارد مختار است و من مشکلی ندارم. هر فهرستی هم می خواهد اسم من را نگذارد خب نگذارد» و ثالثا «از ابتدا هم قرار من همین بوده که تنها در مورد فهرست خودمان یعنی «صدای ملت» متعهد باشم و همین فهرست را فقط تایید می کنم. ما بر اساس گفتمان و نگاه خود، این فهرست را تنظیم کرده ایم».

مورد اولا یعنی ایشان به صورت تشکیلاتی و معامله گرایانه با اصلاح طلبان وارد مذاکره نشده است که مثلا اسم من (علی مطهری) را در فهرست بگنجانید تا من هم اسم فلان تعداد نفر از شما را در صدای ملت قرار دهم. مورد ثانیا یعنی درخواست از جانب آقای عارف به آقای مطهری بوده نه بالعکس. هیچ درخواستی از جانب آقای مطهری با آقای عارف طرح نشده است. این بدان معناست که به هر دلیل و با هر انگیزه ای، این آقای عارف و هسته ی تصمیم گیرنده ی اصلاح طلبان و حامیان دولت بوده اند که از ابتدا مطلوبشان این بوده که نفر اول فهرست آقای عارف باشد و نفر دوم آقای مطهری. و وقتی این واقعیت مطرح می شود، باز نویسنده این سوال را مطرح می کند که «چرا همه ی تصمیم گیرندگان فهرست امید از آقای رئیس جمهور اسبق و آیت الله هاشمی گرفته تا حجت الاسلام والمسلمین روحانی و شخص آقای عارف، از همان ابتدا، تنها روی دو اسم تاکید موکد و اصرار داشته اند که آن دو اسم در صدر فهرست نهایی باشد، عارف و مطهری، چرا؟ علی مطهری که نه مانند محمدرضا عارف معاون اول رئیس جمهور اسبق بوده و نه خود را اصلاح طلب می داند، پس چرا انتخاب دوم اصلاح طلبان و حامیان دولت بود؟ 

این رفتار کاملا خلاف اخلاق و عقلانیت است که با اصرار یک طرفه و بی تفاوتی طرف مقابل، او را در فهرستی قرار دهند و بعد از آن که او رای آورد کسی بگوید اگر در فهرست ما نمی بودی شصتم هم نمی شدی! 

مطهری، ۲۵ ام فهرست بود، ولی رای دوم تهران شد؛ چرا؟ :

پول تبلیغات و اطلاع رسانی های صدای ملت تقریبا متناسب است با آمار آراء نهایی؛ یعنی تقریبا یک به بیست اما واقعیت این است که بودجه ی چند ده میلیونی صدای ملت با بودجه ی چند ده میلیاردی اصلاح طلبان و اصول گرایان برای تبلیغات قابل قیاس نبود. بی شک اگر صدای ملت هم می توانست بودجه ی مورد نیاز برای آن حجم از تبلیغات که توسط فهرست ائتلاف اصلاح طلبان و فهرست ائتلاف اصول گرایان را فراهم کند، بسیاری از مردم به بعضی از افراد فهرست «صدای ملت» هم رای می دادند اما چه تعداد آن روشن نیست. به حدس قوی باز هم فهرست ۳۰ نفره ی اصلاح طلبان پیروز می شد، اما آن وقت دیگر شاهد شنیدن چنین طعنه هایی از جانب امثال آقای تاجرنیا نمی بودیم مبنی بر این که رای آقای مطهری کمی بیشتر از رای همان هایی است که شصتم به بعد شده اند!

آقای تاجرنیا باید پاسخ دهد که اگر فهرست مبنای کسب رای افراد بوده است، چرا علی مطهری که در فهرست امید و در تراکت ها و بنرهای مختلف این فهرست، بین رتبه ی ۲۴ تا ۲۶ جا به جا می شد، اما توانست رتبه ی دوم را کسب کند؟ پاسخ این سوال، همان پاسخی است که باعث می شود نگارنده ادعا کند که علی مطهری محبوبیت و رایی فرافهرستی داشت.



منبع

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 1
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات