Friday 2 December 2016

بک لینک شاپ

کد خبر : 95938
تاریخ انتشار : پنجشنبه 18 آگوست 2016 - 8:19
0 views بازدید

از سرپولک تا دهلاویه، زمین خدا برای چمران تنگ آمده بود

گیگر: گروه فرهنگ و هنر: دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 چشم به دنیا گشود. او پنج برادر داشت که همراه پدر و مادرش در یکی از محله‏های قدیمی تهران به نام سر پولک زندگی می‏کردند. پدر او کارگر ساده و زحمت‏کشی بود که با شغل جوراب‏بافی، هزینه زندگی را تأمین می‏کرد؛مادر مصطفی زن آگاهی بود که افزون بر رسیدگی به امور خانواده و تربیت […]

گیگر:

گروه فرهنگ و هنر: دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 چشم به دنیا گشود. او پنج برادر داشت که همراه پدر و مادرش در یکی از محله‏های قدیمی تهران به نام سر پولک زندگی می‏کردند. پدر او کارگر ساده و زحمت‏کشی بود که با شغل جوراب‏بافی، هزینه زندگی را تأمین می‏کرد؛مادر مصطفی زن آگاهی بود که افزون بر رسیدگی به امور خانواده و تربیت فرزندان، از رشد علمی و سیاسی خود نیز غافل نبود.


تحصیلات

هوش و نبوغ چمران، زبانزد دوست و آشنا بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه‏اش را در مدارس انصاریه، دارالفنون و البرز تهران گذراند و در سال 1332، موفق شد برای ادامه تحصیل در رشته الکترونیک وارد دانشکده فنی تهران شود. چمران، سه سال بعد با رتبه دانشجوی ممتاز، دانش آموخته گردید و با استفاده از بورس تحصیلی، عازم آمریکا شد. شهید چمران دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه تگزاس گذراند و مدرک دکترای خود را در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا دریافت نمود. او که با نمره‏های عالی تحصیلات خود را به پایان رسانده بود، مدتی را در کنار دانشمندان و پژوهشگران بنام زمان خود، در یکی از مراکز تحقیقاتی به کار پرداخت.(1)

چمران در مصر

از سرپولک تا دهلاویه، زمین خدا برای چمران تنگ آمده بودپس از قیام خونین پانزده خرداد 1342، پیشگامان مبارزه بر ضد رژیم شاهنشاهی، به این نتیجه رسیدند که برای توسعه و تشدید ابعاد مبارزه بر ضد رژیم، به یک مبارزه سازمان‏دهی شده نیاز می‏باشد. از این رو، دکتر چمران به همراه بعضی دوستان مؤمن و هم‏فکر خود، به مصر می‏روند و سخت‏ترین دوره‏های جنگ‏های چریکی و پارتیزانی را که هم‏زمان با حکومت جمال عبدالناصر بود، فرا می‏گیرند.»(2)

سفر به لبنان

دکتر چمران پس از بازگشت از مصر، برای مدتی به امریکا رفت و سپس به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، از آمریکا به سوی لبنان هجرت کرد. ایشان درباره سفر خود به لبنان می‏گوید: «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم واز همه نوع امکانات برخوردار بودم، ولی همه لذات را سه طلاقه کردم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم»

بازگشت به ایران

شهید چمران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از سال‏ها دوری از وظن، با قدرت ایمان و کوله باری از تجربه مبارزات ضدِ صهیونیستی در جنوب لبنان، به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت.

در سنگر دولت و مجلس

ایشان در 16 آبان ماه 1358، از سوی رهبر کبیر انقلاب اسلامی به سمت وزارت دفاع منصوب شد. هم‏چنین در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی، به صورت مستقل شرکت کرد و با بیش از یک میلیون رأی، توسط مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد. دکتر چمران با درایت و همّت فراوان خود، فعالیت‏های ارزنده‏ای را در سال‏های اول پیروزی انقلاب انجام داد. از آن جمله، عضویت در شورای عالی دفاع به فرمان امام خمینی رحمه‏الله است. هم‏چنین ایشان از طرف امام خمینی رحمه‏الله مأموریت یافت تا با نظارت بر ارتش، رویدادهای داخلی آن را به اطلاع آن فرزانه روزگار برساند.

جنگ تحمیلی

شهید چمران پس از شروع جنگ تحمیلی، با مقام معاونت نخست‏وزیری و برخلاف تمام سنت‏های دولت‏مداری، اسلحه به دست در دل صخره‏های سخت و صعب العبور کردستان، به مقابله با توطئه‏گران شتافت و زمانی هم نمایندگی مجلس شورای اسلامی را ترک گفته، همراه معدودی به صف تانک‏ها و سپاهیان دشمن می‏زد. نبرد در جبهه‏های پاوه، سوسنگرد، مریوان و دهلاویه، نمونه‏هایی از رشادت‏های شیرمردانی چون شهید چمران است.

شهادت

صبح روز 31 خردادماه 1360، شهید چمران در شرایطی که در غم بهترین دوستان و یارانش، از جمله شهید رستمی می‏سوخت، از همه دوستان و هم‏رزمانش خداحافظی کرد و به جبهه دهلاویه رفت. پس از مدتی نبرد در خط مقدم جبهه، ترکش خمپاره دشمن به پشت سر دکتر چمران اصابت کرد و یکی از سرداران رشید اسلام و از ارزشمندترین یاران امام، از دیار ما رخت بربست و ایران و لبنان و همه مردم آزاده دنیا را در غم خود فرو برد.

از سرپولک تا دهلاویه، زمین خدا برای چمران تنگ آمده بود

چمران در کلام خمینی کبیر

امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب، در پیامی به مناسبت شهادت دکتر چمران، وی را این‏چنین ستوده‏اند: «چمرانِ عزیز، با نیت پاک و خالص، غیروابسته به دسته‏جات و گروه‏های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد، و درراه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید». شهید چمران از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

رهبر معظم انقلاب که هم رزم آن شهید در جبهه‏های جنگ بود درباره او می‏فرماید: «شهید چمران، سال‏ها در سنگر جهاد فی سبیل اللّه‏ دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدوده‏ها وتنگناهای مادی نظر دوخته بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است».(3) شهید چمران و آثار بر جای مانده از او شهيد دكتر چمران روحي عاشق داشت و همين روحيه عاشقانه سخنان و مناجاتهای وي را سخت دلنشين و خواندني كرده است.

كتاب « دعاي كميل » حاصل جلسات هفتگي زنده ياد چمران در انجمن اسلامي دانشجويان آمريكا بود. اين جلسات زماني برگزار شد كه شهيد چمران دريافته بود به دليل نبود آگاهي و تسلط كافي دانشجويان به زبان عربي، اين دعا كه «از قلب و روح علي(ع) برخاسته و علي(ع) آن را به دوست خود كميل تعليم داده است» چنان كه شايسته آن است، قدرش به جا نمي آيد. پس مصمم شد تا دعاي كميل را به فارسي برگرداند، اگرچه مي دانست ترجمه معاني بلند و عرفاني كلام اميرالمؤمنين علي(ع) آن گونه كه شايد و بايد ممكن نيست، ولي تمامي سعي و همتش را به كار بست تا از آن ترجمه ای روان، پاكيزه و گويا ارايه كند. ;کتابی با عنوان « لبنان » اثر ارزشمند ديگری از شهيد دکتر چمران است. كتاب حاضر گزيده‏ای از;jدست ‏نوشته‏ها يا سخنراني‏های شهيد و حاصل مطالعه و بررسی كليه نوشته‏ ها و سخنراني‏های او (در لبنان، اروپا، ‌ايران) درباره لبنان است.(4)

مسافر بهشت

هر چند تا روزی كه مصطفی شهید شد، تا شبی كه از من خواست به شهادتش راضی باشم نمی خواستم شهید بشود … مصطفی گفت: من فردا شهید می شوم. خیال كردم شوخی می كند. گفتم: مگر شهادت دست شماست؟ گفت: نه، من از خدا خواستم و می دانم خدا به خواست من جواب می دهد. ولی من می خواهم شما رضایت بدهید. اگر رضایت ندهید من شهید نمی شوم. خیلی این حرف برایم تعجب بود. گفتم: مصطفی من رضایت نمی دهم و این دست شما نیست. خب هروقت خداوند اراده اش تعلق بگیرد من راضیم به رضای خدا و منتظر این روزم ولی چرا فردا ؟ و او اصرار می كرد من فردا از اینجا می روم، می خواهم با رضایت كامل تو باشد. و آخر رضایتم گرفت

از سرپولک تا دهلاویه، زمین خدا برای چمران تنگ آمده بود

من خودم نمی دانستم چرا راضی شدم. نامه أی داد كه وصیتش بود و گفت: تا فردا باز نكنید. بعد دو سفارش به من كرد. گفت: اول اینكه ایران بمانید. گفتم: ایران بمانم چكار ؟ اینجا كسی را ندارم. مصطفی گفت: نه! تعرب بعد از هجرت نمی شود. ما اینجا دولت اسلامی داریم و شما تابعیت ایران دارید. نمی توانید برگردید به كشوری كه كه حكومتش اسلامی نیست حتی اگر آن كشور خودتان باشد. گفتم: پس این همه ایرانی ها كه در خارج هستند چكار می كنند؟ گفت: آنها اشتباه می كنند. شما نباید به آن آداب و رسوم برگردید … هیچ وقت! دوم هم این بود كه بعد از او ازدواج كنم. گفتم: نه مصطفی. زن های حضرت رسول (ص) بعد از ایشان … كه خودش تند دستش را گذاشت روی دهنم. گفت: این را نگویید! این بدعت است. من رسول نیستم. گفتم: می دانم. می خواهم بگویم مثل رسول كسی نبود و من هم دیگر مثل شما پیدا نمی كنم.

شب آخر با مصطفی واقعاً عجیب بود. نمی دانم آن شب چی شد! صبح وقتی مصطفی می خواست برود من مثل همیشه لباس و اسلحه اش را آماده كردم و آب سرد دادم دستش برای توی راه. مصطفی اینها را گرفت و به من گفت: تو خیلی دختر خوبی هستی! بعد یك دفعه یك عده آمدند توی اتاق و من مجبور شدم بروم طبقه بالا. صبح زود بود و هوا هنوز روشن نشده بود. كلید برق را كه زدم چراغ اتاق روشن و یك دفعه خاموش شد، انگار سوخت. من فكر كردم یعنی امروز دیگر مصطفی شهید می شود ، این شمع دیگر روشن نمی شود، نور نمی دهد. تازه داشتم متوجه می شدم چرا اینقدر اصرار داشت و تأكید می كرد كه امروز ظهر شهید می شود. مصطفی هرگز شوخی نمی كرد. یقین پیدا كردم كه مصطفی اگر امروز برود دیگر بر نمی گردد. دویدم و كلت كوچكم را برداشتم، آمدم پایین. نیتم این بود مصطفی را بزنم، بزنم به پایش تا نرود.

مصطفی در اتاق نبود. آمدم دم ستاد و همان موقع مصطفی سوار ماشین شد. من هرچه فریاد می كردم كه می خواهم بروم دنبال مصطفی نمی گذاشتند. فكر می كردند دیوانه شده ام، كلت دستم بود! بهر حال مصطفی رفته بود …(5)


منابع

 1,2و3: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

 4: مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن

 5: سایت آوینی



لینک مطلب

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 1
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات