Saturday 10 December 2016

بک لینک شاپ

کد خبر : 101119
تاریخ انتشار : شنبه 3 سپتامبر 2016 - 6:39
0 views بازدید

با فرياد و كمپين هنرمند، كسي كتابخوان نمي‌شود

گیگر: انگار همه‌چيز مجازي‌‎اش جالب است جز يك چيز. همان كتاب كه براي خيلي‌ها غريبه شده. مثل يك شيء قديمي كه صرفاً براي ادبا و اين جماعت است. بگذريم! هر از گاهي سراغ خود هنرمندان مي‌رويم كه شايد درباره كتاب با اينها صحبت كنيم. شايد چيزي از تويش درآمد و به درد بقيه خورد. يكي مثل سپند اميرسليماني و بقيه ماجرا. اگر بگويم خيلي نمي‌خوانم، […]

گیگر:

انگار همهچيز مجازياش جالب است جز يك چيز. همان كتاب كه براي خيليها غريبه شده. مثل يك شيء قديمي كه صرفاً براي ادبا و اين جماعت است. بگذريم!

هر از گاهي سراغ خود هنرمندان ميرويم كه شايد درباره كتاب با اينها صحبت كنيم. شايد چيزي از تويش درآمد و به درد بقيه خورد. يكي مثل سپند اميرسليماني و بقيه ماجرا.

اگر بگويم خيلي نميخوانم، بد است واقعاً. زياد فرصت نميكنم سراغش بروم متأسفانه.

البته اگر كتاب جالبي به من معرفي كنند، حتماً ميخوانم. به شرطي كه به دلم بنشيند يا موضوع خاصي داشته باشد.

نه! كتاب تاريخي را بيشتر دوست دارم خصوصاً معاصر. مثلاً زنديه به اينور. آدمي كه از تاريخ خودش اطلاع ندارد، اصلاً اتفاق خوبي نيست. لااقل بداند چه به سرش گذشته است.

اطلاع نداشتن كلاً چيز خوبي نيست در هر موردي كه باشد. شايد احتياجي نباشد كه مثلاً من در مورد لولهكشي مطلع باشم، اما در مورد حرفه خودم لااقل ذره اطلاعاتي لازم دارم. اگر كتاب نخوانم صادقانه چيزهايي را از دست ميدهيم.

وقتي زندگي مثل الان شود تغيير دادنش هم سخت است.

من در طول روز درگيرم. معمولاً شبها هم فيلم ميبينم. برخيها شب كتاب ميخوانند ولي من فيلم ميبينم.

كتاب شايد آسانترين راه يادگيري است.

فضاي مجازي دو بخش دارد. صفحه مجازي ما را ببينيد. برخي دوستانه رفتار ميكنند و برخي بدترين الفاظ را بهكار ميبرند. يكي بهشدت خوب است و ديگري آزاردهنده. آن بخشي كه آدمها مهر ميدهند، فقط خوب است.

منظورم صرفاً فضاي مجازي نيست. بله! هرچيز خوبي را ميشود بد استفاده كرد. قياس معالفارق است ولي مگر از قرآن بهتر و بالاتر داريم؛ ولي ببينيد يك سري آن سر دنيا با آن چه ميكنند.

سالهاست اين اتفاق دارد ميافتد و هنرمندان كمپينهاي مختلف راه مياندازند. بايد ديد در اين سالها چقدر پيشرفت و عايدي داشتهايم.

هميشه معتقدم همه چيز ما از كودكي توي خانواده شكل ميگيرد. اينكه من هنرمند، كتاب دستم بگيرم و فرياد كتابخواني بزنم آن پيرمرد كه نميآيد بهخاطر من كتاب بخواند.

در كنار آن، الان اتفاق خوبي افتاده است. اينكه ديگر براي بچهمدرسهايها درس خواندن زجرآور و اجباري نيست. ما از كتاب فراري بوديم، چون كتاب تن ما را ميلرزاند.

بله. ما برنامه هفتگيمان را با كتك بسته بودند. ناظم مدرسه شیلنگ دستش ميگرفت و مدام در حال زدن! توي اين فضا مگر كسي علاقه به كتاب هم ميتوانست داشته باشد. شرايط مدرسهايهاي الان با ما چقدر تفاوت دارد.



لینک مطلب

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 7
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات