Monday 5 December 2016

بک لینک شاپ

کد خبر : 112338
تاریخ انتشار : یکشنبه 9 اکتبر 2016 - 16:30
0 views بازدید

زهیر بن قین و رجز خوانی آن

گیگر : در این بخش زجر خوانی زهیر بن قین را در این بخش قرار داده ایم.زهیر بن قین بجلی از بزرگان قبیله بجیله بود که در کوفه می‌زیست. وی از مردان شریف و شجاع شهر کوفه و قوم خود شمرده می‌شد و به واسطه حضور در جنگ‌ها و فتوحات بسیار، جایگاه رفیعی به دست آورده بود.   حتما شما هم ماجرای رجزخوانی زهیر بن […]

گیگر :

در این بخش زجر خوانی زهیر بن قین را در این بخش قرار داده ایم.زهیر بن قین بجلی از بزرگان قبیله بجیله بود که در کوفه می‌زیست. وی از مردان شریف و شجاع شهر کوفه و قوم خود شمرده می‌شد و به واسطه حضور در جنگ‌ها و فتوحات بسیار، جایگاه رفیعی به دست آورده بود.

 

حتما شما هم ماجرای رجزخوانی زهیر بن قین را شنیده اید، سایت آسمونی در این مقاله زندگینامه کوتاهی از او و ماجرای رجزخوانی زهیر بن قین را برای شما عزیزان تهیه کرده است. زهیر از هواداران عثمان به شمار می‌رفت. در سال شصت هجری،

 

او و همسرش به همراه برخی از خویشاوندان و اهل قبیله‌اش هنگام بازگشت از مناسک حج به کوفه، در یکی از منازل بین راه، به نام زَرُود با امام حسین(ع) و همراهانش که به سوی کوفه در حرکت بودند _هم منزل_ روبرو شدند. بنابر نقل دینوری، این ملاقات در منزل‏گاه زَرُود انجام گرفته است.

 

 

امام حسین(ع) شخصی را نزد زهیر فرستاد و خواستار ملاقات با او شد. زهیر در ابتدا تمایلی به این دیدرا نشان نداد؛ اما به توصیه همسرش- دیلم یا دَلْهم دختر عَمرو به محضر امام حسین(ع) حاضر شد. این دیدار مسیر زندگانی زهیر را تغییر داد. او پس از این ملاقات،

 

شادمان نزد خانواده و دوستانش بازگشت و فرمان داد تا خیمه و بار و بُنه او را به کنار خیمه امام حسین(ع) منتقل کنند. زهیر با همسرش نیز وداع کرد و بنا به نقلی همسرش را طلاق داده و گفت: «من عازم شهادت همراه امام حسین(ع) هستم. تو با برادر خود نزد خانواده ‌ات برگرد،

 

زیرا نمی‌‏خواهم از سوی من چیزی جز خوبی به تو برسد.» زهیر بعد از وداع با همسرش، به همراهانش گفت: «هر که دوستدار شهادت است، همراه من بیاید، و گرنه برود و این آخرین دیدار من با شماست. زهیر خاطره‌ای برای آنان نقل کرد و گفت: زمانی که به جنگ بلنجر رفته بودیم،

 

زهیر بن قین و رجز خوانی آن

 

به پیروزی و غنایم فراوانی دست یافتیم و بسیار خوشحال شدیم. سلمان فارسی -در برخی منابع به جای سلمان فارسی، سلمان باهلی گفته شده است.- که همراه ما بود گفت: «آن‏گاه که سید جوانان آل محمّد(ص) را درک کردید، از پیکار و کشته شدن در کنار او بیش از دستیابی به این غنایم شادمان باشید.

 

برخی منابع آورده‏ اند سلمان بن مضارب، پسر عموی زهیر، با وی همراهی کرد و به سپاه امام حسین(ع) پیوست. در چگونگی پیوستن او به سپاه امام(ع) جماعتی از قبیله بنی فزاره و بجیله نقل کرده‌اند که: «ما با زهیر بن قین از مکه باز می‌گشتیم و در راه، چون حسین(ع) در محلّی فرود می‌آمد،ما در جای دیگری فرود می‌آمدیم!

 

اما در بعضی از منازل ما هم به ناچار در همان محلّی فرود می‌آمدیم که حسین(ع) در آن‌جا فرود آمده بود! در منزل زرود بود که فرستاده حسین(ع) بر ما وارد شد.» زهیر نزد کوفیان شخصیتی شجاع، ممتاز و مشهور بود. به همین خاطر در اولین ساعت‌های روز عاشورا زهیر از سوی سالم و یسار -غلامان زیاد بن ابیه و عبیدالله بن زیاد- که مبارز می‌طلبیدند و رجز می‌خواندند، به مبارزه دعوت شد.

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 2
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات