Tuesday 6 December 2016

بک لینک شاپ

کد خبر : 5915
تاریخ انتشار : سه شنبه 27 اکتبر 2015 - 13:31
11 views بازدید

فتح الله زاده: برای 8 تایی ها شاهد دارم اما از ترس پرسپولیسی ها معرفی اش نمی کنم

ورزش > لیگ برتر – مدیرعامل سابق استقلال کلی خاطره شنیدنی از روزهای طلایی استقلال و پرسپولیس دارد. سعید اکبری-خبرگزاری خبرآنلاین؛ علی فتح الله زاده مدیرعامل استقلال وقتی روی دور خاطره تعریف کردن می افتد، چیزهای شیرینی تعریف می کند؛ از ماجرای گل کوچک با مجیدی تا ماجرای تلاش برای استقلالی کردن علی دایی. او دیروز در دفترش پذیرای ما بود و ساعتی از او سوال کردیم […]

ورزش > لیگ برتر – مدیرعامل سابق استقلال کلی خاطره شنیدنی از روزهای طلایی استقلال و پرسپولیس دارد.

سعید اکبری-خبرگزاری خبرآنلاین؛ علی فتح الله زاده مدیرعامل استقلال وقتی روی دور خاطره تعریف کردن می افتد، چیزهای شیرینی تعریف می کند؛ از ماجرای گل کوچک با مجیدی تا ماجرای تلاش برای استقلالی کردن علی دایی. او دیروز در دفترش پذیرای ما بود و ساعتی از او سوال کردیم و جواب های جذابی داد.

از باختن فرهاد فیلم دارم
این ماجرا باختن فرهاد مجیدی در رختکن اهواز را گفته ام ولی الان جزئیات بیشتری را می گویم. فرهاد قبل از بازی با فولاد به من گفت یک بار من را الکی بردی برایم داستان شده. بقالی سر کوچه هم من را می بیند می گوید به علی فتح الله زاده باخته ای. بیا بازی کنیم. بدنش هم آماده بود چون می خواست به زمین برود. دو تا ساک گذاشتیم اینطرف به عنوان دروازه، دو تا هم آنطرف. رختکن اهواز هم که ماشالله بزرگ است. یک نفر فیلم گرفت بقیه بازیکنان و مربیان هم زنده بازی را می دیدند. بازی از بازی استقلال و سپاهان هم جذابتر بود. 4 بر 2 فرهاد را بردم تا دیگر بحثی نباشد. فیلم این بازی را به زودی منتشر می کنم. حالا شنیده ام فرهاد گفته چون می خواستم از حاجی چک بگیرم باختم. آقا من حاضرم 10 چک دیگر به فرهاد بدهم و به من ببازد!
مجیدی به خانمش گفت فتح الله زاده 5 گل زد
به النصر امارات 7 گل زدیم. بعد از بازی فرهاد زنگ زد گفت مدیرعامل باشگاه النصر گفته بیا یک بازی دو به دو بگذاریم. من و شما یک طرف و او هم با یکی از بازیکنان النصر در طرف دیگر. گفتم فرهاد ولش کن اینها 7 تا خورده اند و می خواهند انتقام بگیرند. گفت نه بابا دوستانه است. خلاصه رفتیم و 7 بر 4 بردیم. بعد از بازی خانم مجیدی زنگ زد به او گفت چکار کردید؟ گفت 7 تا زدیم و بردیم. گفت حاجی چند تا زده؟ گفت 5 تا. تعجب کرد و گفت پس تو چکار می کردی؟ که جواب داد من دو تا گل زدیم دیگر! تازه از بین گل هایی که من زدم فقط یکی را فرهاد پاس داد و بقیه را خودم دریبل کردم و گل زدم.

مشغول جمع آوری سند 8 تایی هستیم
این ماجرای 8 تایی شدن پرسپولیس مال سال 47 است. ما داریم اسناد را چک می کنیم و یک بخشی از آن در سایت ناصر حجازی خورد. این بازی مال 50 سال قبل است. طبیعی است یکسری ها یادشان نیایند. اسناد این بازی دارد آماده می شود. فتوشاپی هم در کار نیست. مجلات قدیمی تهران را پیدا کرده ایم. حتی در آوردیم کی چند گل زده است. یک شاهد مهم داریم که هنوز زنده است و قرار شده اطلاعات کامل را بدهد. فعلا رو نمی کنیم تا انشالله اسناد کامل شود. آنموقع که پرسپولیس 8 تا از استقلال خورد، در سطح حرفه ای فوتبال ایران نبود. بازی در جام حذفی تهران برگزار شده.
تکذیب نمی کنم!
تکذیب نمی کنم که به پرهام گفتم این ماجرای 8 تایی هیچی نداشت، حداقل چند هفته ای همه را سرگرم کرد. من دیدم پرهام باید آبدیده شود و برای مدیریت آماده تر باشد. گفتم یک کلاس آموزشی برای او بگذارم که یک چیزهایی را درباره مدیریت یاد بگیرد! این حرف را به او زدم که بداند چطور باید روی جلد روزنامه ها برود. البته شما نوشته بودید امیدوار رضایی هم با ما آمده. دوست داشتیم ایشان باشد اما او در این سفر ما را همراهی نکرد.
گل محمد نوری را فتوشاپ نکردیم!
اصلا قبول ندارم که گل سالم محمد نوری در دربی را فتوشاپ کردیم. متاسفم که دوستان این حرف ها را می زنند. مسئله این است که آن عکس، از یک ثانیه قبل از لحظه آفساید است. یعنی عکس از لحظه عقب تر از آفساید گرفته شده که نشان می دهد محمد در آفساید است. ما اصلا فتوشاپ نکردیم! ولی نمی دانم کلا این بحث ها برای چیست. ببیند ما چند گل سالم در دربی ها زده ایم که نگرفته اند. چند پنالتی به نفع یا به ضرر ما گرفته شده است؟ یادتان هست داور عرب آورده بودند و چه بلایی سر استقلال آورد؟ ما در دربی ها خیلی بیشتر از پرسپولیسی ها لطمه خورده ایم ولی مثل آنها جرزنی نمی کنیم.
استقلال برتر است
از نظر عدد و ارقام و بازیکن، استقلال در دربی امسال سرتر از پرسپولیس است ولی با فوت هادی نوروزی بچه های آنها انگیزه زیادی گرفته اند. به نظرم هر کس بتواند به لحاظ روحی و روانی برتر باشد، برنده زمین است. استقلال باید از این بعد هم خودش را تقویت کند. این قوی ترین ابزار برای بازی دربی است.
تماس خیابانی با رهبری فرد را نه تکذیب می کند نه تائید
بهروز رهبری فرد گفته جواد خیابانی به او زنگ زد که به استقلال بیا. راستش ما دنبال بهروز رهبری فرد بودیم. دقیقا یادم نمی آید که من به جواد خیابانی گفتم که به او زنگ بزند یا نه. به خاطر همین نه تائید می کنم و نه تکذیب. اما به هر حال جواد آن موقع برای ما مجله در می آورد. اینکه بخواهم زیرش بزنم درست نیست اما اگر هم جواد این کار را کرده باشد، کار غریبی نیست. چه اشکالی دارد؟ جواد آدم خوشنامی است و بازیکنان هم دوستش دارند. این مثل همان ماجرایی است که عادل به رئیس کمیته انضباطی زنگ می زند و می گوید محرومیت کریمی کمتر شود. من همان موقع از عادل حمایت کردم چون به عنوان یک کارشناس تصور می کرد علی کریمی به درد فوتبال ملی ما می خورد و درست نیست که محروم شود. آدم ها به هر حال از ابزارهایی که دارند استفاده می کنند. یک مثال برای شما بزنم. عزیز محمدی یک پرسپولیسی تیر است ولی ارتباط خوبی با من دارد. قدیم من بیشترین بازیکن را از فجرسپاسی می گرفتم ولی قطعا عزیز محمدی دوست داشت بازیکنانش را به پرسپولیس بدهد. او چون در رودربایستی می ماند به من بازیکن می داد.
عزیز محمدی گفت استقلالی می شوم
یک خاطره جالب از عزیزمحمدی تعریف کنم. من گفتم کی راه کربلا باز می شود و یک کربلا می رویم. آنموقع صدام بود و گفتم تو بیا استقلالی شو خودم می برمت کربلا. گفت اگر من را ببری کربلا استقلالی می شوم. او را بردم ولی زد زیرش. هنوز استقلالی نشده!
به هیچ داور زنگ نزده ام
یکی از افتخارات زندگی من این است که تا به حال به هیچ داوری زنگ نزده ام که بازی را در بیاور. حتی وقتی داورها را در ورزشگاهها می دیدم، کنار می رفتم که من را نبیند. اصلا گیریم ما در ایران لابی می کردیم، در آسیا چطور؟ در ایران به عزیز محمدی زنگ می زدیم، در آسیا به ولاپان و بن همام زنگ می زدیم؟! آنجا هم زنگ می زدیم و می گفتیم بازی ها را در بیاورید که استقلال به جمع 4 تیم آسیا برود؟ من تنها مدیری هستم که باشگاهم 5،6 بار به جمع 4 تیم نهایی لیگ قهرمانان رفت؟ من قابلیتش را داشتم که چنین کاری کردم.
نوازی درباره تمرینات کخ گفت…
هنوز هم می گویم یکی از بهترین تصمیمات فوتبالی ام آوردن کخ بود. او آن موقع جزو 10 عضو کمیته فنی فیفا بود. یادم هست تیم در اسلامشهر اردو داشت. روز اول تمرین دیدم نوازی که پایش را گچ گرفته سر تمرین است. به محمد گفت تو که مصدومی چرا آمدی گفت حیف نیست من تمرینات کخ را نبینم؟


مجیدی از تیتر خبرورزشی استفاده اش را کرد!
آنموقع تیتری که خبرورزشی از قول فرهاد زد: «استقلالی ها رخصت رفتم پرسپولیس» به سودش شد. فرهاد از این تیتر استفاده اش را کرد! ولی در مجموع فرهاد مجیدی خیلی به استقلال سود رساند. یک روز فرهاد به من گفت چند بار من را ترانسفر می کنی که برای باشگاه پول در بیاوری. گفتم فعلا پسرت را هم بیاور تا قراردادی 5 ساله امضا کنم! دیگر عاصی شده بود. خدایی اش از ترانسفرهای فرهاد به ما پول های زیادی رسید.
گفتم منظور قلعه نویی منم؟
من با قلعه نویی مشکلی ندارم. خبرنگاری از من پرسید که قلعه نویی گفته بعضی ها در دفترشان برای ما جلسه می گذارند. من به خبرنگار گفتم می دانی منظورش من بودم؟ اگر اسم من را آورد جوابش را می دهم.
با مجیدی به اسپانیا می روم
فرهاد مجیدی به من گفت که باید به اسپانیا برویم و یک بازی را با هم نگاه کنیم گفتم حتما این کار را می کنم. فرهاد را همه جوره دوست دارم و این قابل کتمان نیست. در تمام این سال ها فرهاد مجیدی جزو با معرفت ترین ها بوده. حالا من را دعوت کرده و انشالله با هم به اسپانیا می رویم.
الان وقت مربیگری مجیدی نیست
فرهاد مجیدی وقت مربیگری اش نیست. باید کلاس هایش را تمام کند و بعد مربی شود. قبل از حضور منصوریان هم من جزو کسانی بودم که رای اش را زدم. فرهاد هم خودش عاقل است و این چیزها را می داند. من حتی حاضرم به فرهاد کمک کنم تا دوره های آموزشی اش را در فوبتال اروپا ببیند. فرهاد آتیه دارد و حاضرم از جیبم پول بدهم.
مشکل قلعه نویی و نکونام حل می شود
جواد نکونام و امیر قلعه نویی از بزرگان فوتبال ایران هستند و امیدوارم قصه درگیری دادگاهی شان به خوبی و خوشی تمام شود. جفت شان از مشتی های فوتبال ایران هستند و به نظرم ختم به خیر می شود. حالا خیلی دوست ندارم ریز وارد مسایل شوم.
شایعه است، ویلا در ترکیه نخریدم
شایعه درست کردند که من و قلعه نویی به آلانیا رفتیم تا ویلا بگیریم. البته ویلا بود که خوشمان بیاید ولی پولش نداشتم بخرم! بنده در خارج از ایران سرمایه گذاری نمی کنم. الان هم یک ریال سرمایه در خارج از ایران ندارم؛ نه ملکی و نه کار و باری. بنده حتی می توانستم گرین کارت آمریکا بگیرم یا مقیم آلمان شوم ولی باز هم این کار را نکردم. خیلی ها این کار را کردند من ولی نه. نیازی ندیدم که این کار را کنم.
سریع استقلالی شدم
از آنموقع که خودم را شناختم استقلالی شدم. البته در جوانی برای تیم پرسپولیس خوی بازی می کردم ولی وقتی به سن تکلیف رسیدم، سریع استقلالی شدم. بگذارید از روزی تعریف کنم که از پرسپولیس خوی به استقلال خوی رفتم. در همان بازی اول سه گل زدم. یک گل زدم که اصلا استثنایی بود. توپی سانتر کردند که می خواستم برای رفع تکلیف یک ضربه ای به آن بزنم. همان توپ به پشت سرم برخورد کرد و رفت توی دروازه!
بگویم کدام استقلالی پرسپولیسی است…
علی دایی برای استقلال بازی می کرد. حالا من به شما بگویم کدام استقلالی پرسپولیسی است…. ولش کن. بالاخره اتفاق افتاده بازیکنی که در استقلال توپ زد برای پرسپولیس هم بازی کرده یا برعکس. ولی الان فوتبال واقعا فرق کرده. ببین من خودم اعتقاد دارم باید کری خوانی شدید باشد و در کنارش رفاقت هم داشته باشیم. شما به دوره مدیریت من و عابدینی نگاه کنید. کلی کری داشتیم ولی احترام و عزت هم بود.
می خواستم دایی را به استقلال بیاورم
بله، بعد از جام جهانی یک مقطعی بود که دقیقا خاطرم نیست. دنبال علی دایی رفتیم ولی نشد به این تیم بیاید. مقدماتش را فراهم کردیم که بیاید. دیگر نمی خواست بازی کند.
با کریمی تمام کرده بودم!
اگر پرسپولیسی ها مومن زاده را می گرفتند من کاویانپور ، رهبری فرد و علی کریمی را به استقلال می آورم! ما با علی کریمی تمام کرده بودیم ولی درودگر شبانه او را برای پرسپولیس ها برد. چون در جام رمضان استقلالی ها علیه اش شعار دادند نشد به تیم ما بیاید. منزوی کارش را تمام کرده بود. حیف. شاه ماهی از دستمان پرید.
به هاشمی نسب 50 میلیون نقد دادم!
من از چند جا به مهدی هاشمی نسب حمله کرده بودم. همه معاون هایم مامور بودند که او را بیاورند. مهدی هاشمی نسب خیلی پرسپولیسی بود. الکی نوشتند من به هاشمی نسب برای هر سال 100 میلیون دادم. اصلا هم اینطوری نبود. 92 میلیون برای سه سال بستم که همان اولش 50 میلیون تومان به او نقد دادیم. همان موقع کریم باقری هم این پول را می گرفت. خدایی اش ارزش داشت که به مهدی این پول را بدهیم. او را آوردیم که به ما گل نزند و به پرسپولیسی ها گل نزند. در واقع هر گلش، دو گل حساب می شد! وقتی مهدی رفت سر تمرین استقلال، پورحیدری گفت حاجی شوخی می کنی؟ یعنی این الان بازیکن ماست؟ لخت شود؟ گفتم آره دیگر بازیکن استقلال شده! عجب خرید عجیبی بود. ولی یک چیز بگویم. ما چنین انتقالی انجام دادیم ولی هیچگاه بین مان دعوا و بی احترامی نشد؛ با اینکه ما ستون پرسپولیس را لق کردیم.
ماجرای تماس جالب عابدینی
ما با احمد مومن زاده تمام کردیم و رفت سر تمرین استقلال، همان موقع عابدینی به من زنگ زد و گفت آهو را روی هوا زدم. گفتم ببین وقتی تیر را می زنی، ممکن است جای آهو به دار و درخت بخورد و تیرت به خطا برود. مرد مومن کجای کاری احمد الان سر تمرین استقلال است! اصلا نفهمیده بود که ما کی با مومن زاده تمام کردیم.

252 43

 



لینک مطلب

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 3
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات