Saturday 3 December 2016

بک لینک شاپ

کد خبر : 37546
تاریخ انتشار : دوشنبه 29 فوریه 2016 - 10:07
4 views بازدید

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها

گیگر : دی شیخ با چراغ همی​گشت گرد شهر، کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست…   سلام… راجر واتررز رو که می‌شناسید همون که The Wall رو میخونه… بابا گروه Pink Floyd! همون که  می‌خونه “کاشکی این دیوار خرابشه من تو همو ببینیم…”  یا این مال یه خواننده‌ی دیگه بود؟…  نمیدونم…  دیدین گاهی اوقات زندگی تکرار یک فرمول مکرره که سر و تش […]

گیگر :

دی شیخ با چراغ همی​گشت گرد شهر، کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست…

 

سلام…
راجر واتررز رو که می‌شناسید همون که The Wall رو میخونه… بابا گروه Pink Floyd! همون که  می‌خونه “کاشکی این دیوار خرابشه من تو همو ببینیم…”  یا این مال یه خواننده‌ی دیگه بود؟…  نمیدونم…
 
دیدین گاهی اوقات زندگی تکرار یک فرمول مکرره که سر و تش یه کرباسه. همه یه چی رو میگن، همه یه کار رو میکنن، چند سال پیش یه کار رو کردن، به جایی نرسیدن باز همون کار رو ساله بعد تکرار میکنن. چرا؟ چون کتاب “رازهای موفقیت پنیری که قورباغه رو قورت داد” رو خوندن. نمی‌خوان به واقعیت‌ها نگاه کنن، نمی‌خوان با حقیقت روبرو شن. هی به خودشون میگن “امسال با سالهای دیگه فرق داره”. چرا؟ چون “امید” دارن.
به قول یارو “امید چیز خطرناکیه، امید میتونه یه آدمو به دیوانگی برسونه”.
 انیشتین میگه “دیوانگی: تکرار کاری یکسان و انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشتنه”.
یونگ میگه “هیچکدام از چیزهایی که پیش‌فرض خوشبختی تو ذهن ماست دلیل نمیشه که خوشبختی بیاره…”
خطرناکه! دیوانگیه! هیچ دلیل نمیشه! اینه که وقتی تایلر دِردِنت تو فیلم Fight Club داره دست ادوارد نرتن رو با اسید میسوزونه شرق! میکوبه رو میز و میگه “این درد توِ!
ادورد نرتون سعی میکنه با چیزایی که خونده مدیتیشن کنه تا دردشو فراموش کنه.
  شرق!  تایلر میزنه تو گوششو میگه با درد بمون! این بهترین لحظه زندگی توِ اونوقت تو داری خودتو تو یه عالم رویایی خیالی غرق میکنی؟!”
بعد ادامه میده که “این بدترین چیزی نیست که برات اتفاق افتاده!”
ادورد دست در حال سوختنشو می‌بینه داد میزنه ” نیست؟!”
 تایلر میگه “تو میتونی آب روی دستات بریزیو بدترش کنی یا از سرکه استفاده کنی و سوختنو خنثی کنی”.
 
 تو این حس رو درک میکنی. تو از دیدن تکرارهای زندگی خسته شدی، از اینکه هرچی تلاش میکنی که با پیش‌فرضهای جامعه خوشحالو خوشبخت بشی ولی نمی‌شی خسته شدی، سوزش ذهنو فکر تو از جنس دیگست، با آب آروم نمیشه، بدتر میشه، سرکه‌ی خلافِ عرف می‌خواد. تو خوشحالی خوشبختی جنس خودتو میخوای. تو یه چیز دیگه میخوای. چرا؟
شرق! “این درد توِ!”
شرق! با درد بمون! این بهترین لحظه زندگی توِ اونوقت تو داری خودتو تو یه عالم رویایی خیالی غرق میکنی؟! این بدترین چیزی نیست که برات اتفاق افتاده!
-نیست؟!
“تو میتونی آب روی دستات بریزیو بدترش کنی یا از سرکه استفاده کنی و سوختنو خنثی کنی! اما اول باید بدونی!… بدونی نه بترسی! که یه روزی میمیری!”
 
بله یه روز میمیری… پس اشکال نداره که برای دست یافتن به چیزی که خودت می‌خوای باشی (نه چیزی که پنیری که قورباغه رو قورت داد) از سر همچی بگذری، آخرش اینه که هرچی که تو این چند سال ساختی رو از دست میدی. اونم به قول تایلر: “تنها وقتی همه چیمونو از دست دادیم آزاد میشیم که هرکاری که دلمون میخواد بکنیم..”
 
 میدونم میگی “آقا نمیشه!” میدونم میگی “اینا فقط مال فیلماست!” ما هم حرفی نداریم بشینی یک فیلم یا سریال اینجوری هم نگاه کنی درد رو فراموش نکنی ما راضی‌ایم سوزش ذهنمون هم کمتر میشه… ای سرکه نمکی ذهن ما…
 
خب چی می‌خواستم بگم؟ آها سریال Mr Robot رو نگاه کن خوشت میاد 🙂

 

شما منتشر کنید در

cover

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 1
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات