Saturday 10 December 2016

بک لینک شاپ

کد خبر : 112341
تاریخ انتشار : یکشنبه 9 اکتبر 2016 - 16:34
0 views بازدید

متن روضه عبدالله بن الحسین (ع)

گیگر : در این قسمت برای شما عزیزان متن روضه عبدالله بن الحسین (ع) قرار داده ایم.عبدالله کودک چند ساله امام مجتبی (ع) است. مادر عبدالله دختر «شلیل بن عبدالله بجلّی» بوده است. مداحان مختلفی در مورد حضرت عبدالله بن حسن (ع) روضه هایی خوانده اند   که سایت ایران ناز در این مقاله روضه حضرت عبدالله بن حسن (ع) از زبان این مداحان را […]

گیگر :

در این قسمت برای شما عزیزان متن روضه عبدالله بن الحسین (ع) قرار داده ایم.عبدالله کودک چند ساله امام مجتبی (ع) است. مادر عبدالله دختر «شلیل بن عبدالله بجلّی» بوده است. مداحان مختلفی در مورد حضرت عبدالله بن حسن (ع) روضه هایی خوانده اند

 

که سایت ایران ناز در این مقاله روضه حضرت عبدالله بن حسن (ع) از زبان این مداحان را برای شما عزیزان تهیه کرده است که در ادامه می خوانید. همراهمان باشید متن روضه عبدالله بن الحسن علیه السلام – محمدرضا طاهری رها کن عمه دو دستم رو وقت جهاده امشب روضه،

 

روضه ی آقازاده ی امام حسنه،نمی تونی کم بذاری براش،نمی تونی رها کن عمه دو دستم رو وقت جهاده عمه جان عموی من با صورت از رو مرکب فتاده عموی بی لشکر من تنها مانده عزیز زهرا زیر دست و پا مانده توموج خون عمه تن دریا مانده عمه اگر چه من کودک و حساسم عمه

 

من آخرین شاگرد عباسم عمه سر امامم رو خاک صحرا مانده عمو جونم ای عمو جونم،عمو حسین گفت عمه:همه ی این تلاش من فقط برای عموم نیست،یه نگاه به عمه کرد،گفت: مخواه از من که توی این خیمه ها بشینم نمی تونم در اسارت عمه ام رو ببینم غیرتی ها حتماً ببینید:

 

همه چیز درباره ماه محرم طاقت ندارم ببینم در بین غم عمه ی خسته ام رو با مُشتی نامرد ای امان،ای امان بده اجازه بریزه خون من هم عمه جان نقشه دارن برا سرا برا تموم اُسراء عمه عمه برا تموم معجرا عمه عمه زبس که میل عسل کرده ساغر آورده نشانه سرخیه خون برادر آورده به وقت باختن

 

 

جان مُقلِّد عباس فقط نه دست و پای عمو سر آورده شتاب کرده غیورانه سوی قُربانگاه دلی برای سپردن به دلبر آورده دیگه داره کار سخت میشه رسید و دید که افتاده است و می زندش به هرچه همره اش این فوج لشکر آورده میان هلهله ها یه جا از اون جاهایی که هلهله کردن همین جاست،

 

کنار گودال میان هلهله ها با عموی خود می گفت نگاه غربتت آه از دلم برآورده هزار زخمه به هم باز کرده ات بینم شکاف قلب تو اشک برادرت بینمtaheriعمو حسین،امشب اونهایی که عرض ادب می کنن،از دو ناحیه دعای خیر براشون می رسه،یکی باباش امام حسنه،مدینه است،

 

میگه خیر ببینی جوون،برا بچه ی غریب من داری ناله می زنی،اما عموشم حق پدری داشته گردنش،از اول چشمشو باز کرده رو دامن عمو بزرگ شده،ابی عبدالله دعات می کنه، چقدر این بیت روضه داره،اگه آدم خوب توجه کنه،رسید دید بحر بن کعب ملعون شمشیر کشیده،دلاور امام حسنه،

 

یازده سالشه،اما لرزه انداخت به جون دشمن،فرمود:یابن الخبیثه،یابن الزانیه،اتقتل عمی،می خوای عموی من رو بکشی،گفت: چقدر خولی و شمر سنان نمی دانند چه ها به روز شما داغ اکبر آورده یعنی داغ اکبر تو رو می کشت عمو جان،احتیاجی نبود اینها بیان،منتظر باشن،

 

از هم سبقت بگیرند، بمیرم این همه سنگت زدن نامردم چقدر پهلویت از نیزه پر در آورده به چکمه اش که لگد می زند به پهلویت عمو تو را یقین یاد مادر آورده هم باباش امام حسن تو کوچه دید،هم اینجا عبدالله کنار گودال، ای وای… یه روزی توی محشر همه ما می ایستیم،

 

متن روضه عبدالله بن الحسین (ع)

 

وقتی مادرش زهرا می آد،سخت ترین روضه رو فاطمه تو محشر می خونه،میگه خدا،می خوام پسرم همون جوری که سرش رو از تنش جدا کردن بیاد،همون طور وارد محشر بشه، اونجا باید با صیحه ی فاطمه ناله بزنی،حسین………. سپر برای تو بازوی کوچکم دشمن اگر برای پهلوی تو خنجر آورده گفت:

 

داره یه چیزه می گه،پسر بچه است،همچین که شمشیر رو آورد پایین،دید عبدالله دستش رو آورد جلو،دست آویز پوست شد،صدای ناله اش بلند شد،هم مادر و صدا زد هم عمو رو،وا اُماه،اما قشنگ ترش اینه، نگاه دقیقش اینه، عبدالله بن الحسن اینجا مادرش حضرت نجمه خاتون رو صدا نزده،

 

به یقین باید این جور نگاه کنیم،همچین که ضربه به بازو خورد،یاد مادر اُفتاد مدینه، وا اُماه،مادر دست تو رو هم شکستند مادر، برای تیر سه پهلوش من هم آوردم به سینه ی تو گلویی که اصغر آوردم دوتا از تیرهای سه شعبه رو براتون گفته اند،همه می دونید،اینجا هم حرمله نانجیب ایستاده بود،

 

بچه روی سینه ابی عبدالله است،عمق مصیبت اینجاست،چنان تیر سه شعبه زد، بچه رو سینه عمو دوخته شد،اگه عمه دنبالش اومده باشه، شاید اول این منظره رو زینب بالای گودال دیده،یه جای دیگه می خوام دلت رو ببرم،خدا کنه این بچه رو از سینه ی عمو جدا کرده باشن،اون موقعی که با اسب ها اومدن،حسین……

 

اشاکات رو کف دستت بگیر دستاتو بالا ببر،لحظه لحظه ی استجابت دعاست،خدا به خون گلوی عبدالله بن الحسن علیه السلام،خونی که رو صورت وجه خدا پاشیده شد،خدا فرج امام زمان(عج)برسان،به آبروی ابی عبدالله علیه السلام،به آبروی امام حسن علیه السلام،به آبروی مادرشون حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها،خدا فرج امام زما(عج) برسان

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 6
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات