Sunday 11 December 2016

بک لینک شاپ

کد خبر : 99982
تاریخ انتشار : سه شنبه 30 آگوست 2016 - 12:11
0 views بازدید

نا گفته های ابر قهرمان سینمای ایران

گیگر: جمشید هاشم‌پور که در دهه‌های شصت و هفتاد یکه‌تاز ایفای نقش در آثاری تجاری بود که وی را در قامت یک ابرقهرمان به تصویر می‌کشیدند در سالهای بعد کوشید تواناییهای بازیگریش را خرج کاراکترهایی کند که به اندازه مخاطبان توجه منتقدان را هم به خود جلب کند با این حال از منظر مخاطب عام همچنان یک جمشید هاشم پور است و یک زینال بندری. […]

گیگر:

جمشید هاشم‌پور که در دهه‌های شصت و هفتاد یکه‌تاز ایفای نقش در آثاری تجاری بود که وی را در قامت یک ابرقهرمان به تصویر می‌کشیدند در سالهای بعد کوشید تواناییهای بازیگریش را خرج کاراکترهایی کند که به اندازه مخاطبان توجه منتقدان را هم به خود جلب کند با این حال از منظر مخاطب عام همچنان یک جمشید هاشم پور است و یک زینال بندری.

جمشید هاشم‌پور که در دهه‌های شصت و هفتاد یکه‌تاز ایفای نقش در آثاری
تجاری بود که وی را در قامت یک ابرقهرمان به تصویر می‌کشیدند در سالهای بعد
کوشید تواناییهای بازیگریش را خرج کاراکترهایی کند که به اندازه مخاطبان
توجه منتقدان را هم به خود جلب کند با این حال از منظر مخاطب عام همچنان یک
جمشید هاشم پور است و یک زینال بندری.

هاشم
پور در همه سالهای فعالیت حرفه ای اش در سینما به شدت از گفتگوهای
مطبوعاتی گریزان بوده و خیلی انگشت شمار گفتگوهایی از او دیده ایم که در آن
به صراحت درباره همه پرسشهای پیرامون کارنامه اش پاسخ گوید. علی معلم تهیه
کننده، روزنامه نگار و مدیرمسئول “دنیای تصویر” اما توانسته به بهانه
برگزاری بزرگداشت این بازیگر در جشن حافظ گفتگویی تفصیلی با وی ترتیب داده و
برای ثبت در تاریخ هم که شده درباره برخی از مناقشه برانگیزترین موضوعات و
مثلا همان جریان ممنوع الکاری از وی بپرسد.

قبل از انقلاب به دلایل اخلاقی سینما را رها کردم و “امداد نجات” شدم!

جمشید
هاشم پور در ابتدای گفتگو درباره سوابق بازیگری خود در پیش از انقلاب
اسلامی بیان می دارد: من قبل از انقلاب در چیزی نزدیک به ۱۰ فیلم بازی کردم
اما به دلایلی که شاید بتوانم بگویم بیشتر اخلاقی بود بعد از بازی در آن
فیلمها از سینما بیرون آمدم…

از چرایی ممنوع‌الکاری در دهه ۶۰ تا نقش کیانوش عیاری در رفع ممنوعیت

آن
سالها در سازمانی استخدام شدم که کارش امداد و نجات بود. اول یک دوره ای
دیدیم و بعد عضو گروه امداد شدیم و کسانی که مثلا در کوه گیر می افتند یا
تصادف می کردند یا گرفتار برف و بهمن می شدند را نجات می دادیم. با بیست
سال کار در آن سازمان مرا بازنشسته کردند و بعد دیگر چسبیدم به سینما.

بعد از “یوزپلنگ” ممنوع الکار شدم

هاشم‌پور
زمانی و در میانه دهه شصت به دلیل شمایل قهرمان پردازانه‌ای که در سینمای
آن روزگار ایجاد کرده بود ممنوع الکار شده بود. خودش درباره ماجرای آن
ممنوع الکاری بیان می دارد: بعد از فیلم “یوزپلنگ”(۱۳۶۴) ساخته ساموئل
خاچکیان بود که ممنوع الکار شدم چون یادم است قبل از فیلم شایعه شده بود که
هاشم پور قرار است ممنوع الکار شود و چون قرارداد این فیلم را بسته بودیم
سریع کلید زدند و مرا جلوی دوربین بردند. بعد از ممنوع الکاری من اقدامی
نکردم و حتی ارشاد هم نرفتم که اصلا چرا ممنوع شدم یا درخواست بدهم ممنوع
الکاری ام را لغو کنند.

از چرایی ممنوع‌الکاری در دهه ۶۰ تا نقش کیانوش عیاری در رفع ممنوعیت

وی
ادامه می‌دهد: حتی کسی به من خبر نداد ممنوع الکار شدم. آن موقع
کارگردانها و تهیه کننده‌ها لیست بازیگران شان را می‌بردند ارشاد و به آنها
می‌گفتند که هاشم پور فعلا نمی تواند کار کند. دلیل خاص نداشتند فقط گفتند
ایشان خیلی دارد پرواز می کند و مطرح می شود.

عیاری ممنوعیت از کاری ام را رفع کرد

جمشید
هاشم پور که بعد از “یوزپلنگ” سه سال و چند ماه ممنوع الکار بود تا بازی
در “روز باشکوه”(۱۳۶۷) ساخته کیانوش عیاری درباره رفع ممنوعیت از فعالیت
خود بیان می دارد: نقشی در “روز باشکوه” بود که در سینمای ایرانی عیاری
نتوانست بازیگری را پیدا کند که آناتومی و فرم بدنش به آن کاراکتر بخورد.
نقش نماینده اشرف در یکی از استانها بود که باید خیلی ابهت می داشت.

از چرایی ممنوع‌الکاری در دهه ۶۰ تا نقش کیانوش عیاری در رفع ممنوعیت

بعد
عیاری رفت ارشاد و با مسئولان صحبت کرد که چنین پرسوناژی دارم و بازیگری
که مدنظرم باشد نمی توانم پیدا کنم. شما هم بس کنید. ایشان به اندازه کافی
متنبه شده است! سه سال و چهار ماه برایش بس است. اول گفتند یک ماه دیگر، ۲۰
روز دیگر و خلاصه عیاری آن قدر اصرار کرد تا بالاخره ممنوع الکاری مرا
برداشتند.

خاطره تلخ همکاری با حاتمی کیا

هاشم‌پور
خاطره ای تلخ از همکاری نیمه تمام با ابراهیم حاتمی کیا در “روبان قرمز”
دارد؛ همان فیلمی که بسیاری فضای حاکم بر آن را دارای طعنه های مستقیم به
عباس کیارستمی می‎‌دانند. به گزارش سینماژورنال هاشم پور درباره این تجربه
تلخ بیان می‌دارد: یادم می آید حاتمی‌کیا مرا دعوت کردند برای بازی در
“روبان قرمز”. رفتم و حتی قرارداد سفید بستم. تقریبا نزدیک به یک ماه تمرین
داشتیم و روخوانی می کردیم و تست می زدیم و رضا کیانیان هم بازیگردان بود.
نقش خیلی زیبایی بود و من خیلی علاقمند بودم آن نقش را کار کنم. رزمنده ای
جنگ تمام شده ولی هنوز سر پستش است و از جایی که برای ماموریت رفته بود
پاسداری می کند…

از چرایی ممنوع‌الکاری در دهه ۶۰ تا نقش کیانوش عیاری در رفع ممنوعیت

هاشم‌پور
می‌افزاید: مدیر تولید مرحوم ابراهیم اصغرزاده بود؛ یک روز آمد و گفت
پرویز پرستویی که سر یک فیلم دیگر بودند کارشان تمام شده و حالا قرار است
بیایند سر “روبان قرمز” و این نقش را بازی کنند!!! خلاصه حاتمی کیا نظرشان
عوض شد و ما هم خداحافظی کردیم و برگشتیم تهران…بعدها که فیلم را دیدم به
نظرم رسید برای آن نقش می شد کارهای دیگری کرد.

ملاقلی پور گفت تو غلط می کنی در فیلم من بازی نکنی

این
بازیگر درباره روزهای بعد از خاطره تلخ با حاتمی کیا می گوید: وقتی
داستانم با حاتمی‌کیا به این شکل تمام شد کمی دلگیر و دلسرد بودم و به قول
معروف مأیوس و غمگین شدم. دوست داشتم آن نقش را بازی کنم تا اینکه یک روز
زنگ خانه مان را زدند. رفتم دم آیفون که ببینم چه کسی پشت در است دید این
صدا آمد که من ملاقلی پور هستم.

از چرایی ممنوع‌الکاری در دهه ۶۰ تا نقش کیانوش عیاری در رفع ممنوعیت

بیا
پایین ببینم. بیا بیرون. تو غلط می کنی در فیلم من بازی نکنی. آخر قبلترش
به وی گفته بودم حوصله بازی ندارم. خلاصه نشستیم چای خوردیم و همان موقع
رفتیم دفتر  و شروع کردیم به تست گریم که شد فیلم “هیوا”.

ناراحتی از بازی در “من دیه گو مارادونا هستم”

جمشید
هاشم پور در پاسخ به این سوال که کدام فیلم بوده که از بازی در آن نه تنها
پشیمان هستی که بازی در آن ناراحتت کرد بیان می‌دارد:  من سر همه فیلمها
انرژی خودم را می گذارم ولی گاهی انتخاب بازیگران شان ضعیف است و آن ضعف به
ما هم لطمه می‌زند بخصوص روی من که وسواس خاصی دارم. ما کاری انجام دادیم
به نام “من دیگو مارادونا هستم” بهرام توکلی. یک پلان خیلی ساده را ۴۰
برداشت گرفت. این شیوه را نمی پسندم.

از چرایی ممنوع‌الکاری در دهه ۶۰ تا نقش کیانوش عیاری در رفع ممنوعیت

هاشم‌پور
می افزاید: همه حرفه‌ای و این کاره هستیم. دائم کات می‌دادند. تا ۱۰ روز
بعد از آن سر صحنه نرفتم تا بعد خودشان آمدند. گفتم بد است در سینمای ایران
بپیچد که یک نمای سه نفره را این همه برداشت گرفته ایم؛ آن قدر پیچیده و
سخت و سنگین نبود. هنرپیشه اذیت می شود و از بین می رود. همه حرکات عین
ماشین می شود.

منبع: مجله دنیای تصویر



لینک مطلب

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 8
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات