Friday 9 December 2016

بک لینک شاپ

کد خبر : 54699
تاریخ انتشار : دوشنبه 18 آوریل 2016 - 6:34
0 views بازدید

گزارش یک تجاوز کاملاقانونی

گیگر : امروز به شما عزیزان دلبند معنای عمیق یک واژه فارسی اصیل را آموزش می‌دهیم. واژه حقنه شدن که تا زمانی که عمیقا این عمل روی شما انجام نشود متوجه معنی عمیق و عمق معنایش نمی‌شوید! این شما و این هم خودمونی امروز. «نزدیک‌ترین تصویر به موتوری‌ای که در این مطلب به آن اشاره شده»   در زبان شیرین فارسی یک واژه‌ای هست به […]

گیگر :

امروز به شما عزیزان دلبند معنای عمیق یک واژه فارسی اصیل را آموزش می‌دهیم. واژه حقنه شدن که تا زمانی که عمیقا این عمل روی شما انجام نشود متوجه معنی عمیق و عمق معنایش نمی‌شوید! این شما و این هم خودمونی امروز.


«نزدیک‌ترین تصویر به موتوری‌ای که در این مطلب به آن اشاره شده»
 
در زبان شیرین فارسی یک واژه‌ای هست به نام حقنه شدن که خیلی واژه خفنی است. تقریبا واژه‌ای است فراتر از خفت شدن.  آدمی که خفت شده و نتوانسته خودش را از زیر بار خفت شدن نجات دهد و در زمان خفت شدن بلاهایی سرش آمده آدمی است که حقنه شده! امروز صبح بنده در ایستگاه راه آهن همین حس را داشتم وقتی از لحظه خروج از ایستگاه تا لحظه فرار نهایی، مشغول حقنه شدن توسط راننده‌های تاکسی مستقر در راه آهن بودم! نفر اول اصرار داشت مرا ببرد تهران پارس و می‌گفت فقط یک نفر کم دارد و اگر من بیایم تهران پارس بلافاصله حرکت می‌کند. وقتی گفتم نمی‌روم تهران پارس پیشنهاد کرد تا آزادی برساندم. داشتم به آن سه مسافر خیالی فکر می‌کردم که در کسری از ثانیه از ماشین طرف محو شدند و مسیر قطعی‌اش از تهران پارس به آزادی تغییر کرد. با هر بدبختی که شده خودم را از شرش راحت کردم. دومی آمد. حس رونالدو را داشتم وقتی یک نفره و بدون یار کمکی با توپ در زمین حریف پیش می‌تازد و هر لحظه یک هافبک دفاعی غولی، ماکه له له ای، خدیرایی، قاسم دهنوی بی اعصابی چیزی روی ناف تاندونش تکل می‌رود.

سد بعدی حملات دونفره بود. این بار دسایی و تورام با هم ریخته بودند سرم.
داداش ماشین نمی‌خوای؟
نه عسلم! با اتوبوس می‌رم بالا!
خب مام اتوبوس داریم. فقط دربستیه. هار هار هار (زهر مار)
من نخوام سوار اتوبوس شما بشم  باید با کی ملاقات کنم؟

توپ را زدم اوت و با سرعت از بینشان دویدم. دو تاشان  دنبالم کردند و به گردم نرسیدند اما نفر بعدی با شلیک تیر هوایی و دادن اخطار ایست وادارم کرد سوار ماشینش شوم و تا یک جایی هم مرا برد و سه برابر کر ایه را از من گرفت و بعد هم در ایستگاه اتوبوس پیاده‌ام کرد که بقیه مسافت را با اتوبوس بروم.

از امروز من یک حقنه‌ام که در ایستگاه راه آهن حقنه شده ام! (صدای اعضای انجمن الکلی‌های بی نام : سلام حقنه‌ای)
                                            

***


درست در همین لحظه‌ای که این مطلب تایپیده می‌شود یک موتوری القاعده‌ای با کمربند انفجاری نزدیک بود خودش را بزند به اتوبوس. جنگ ستارگان یادتان هست وقتی هان سولو می‌خواست سفینه را از لای دندان آن دایناسور فضایی به بیرون هدایت کند؟ این موتوری هم می‌خواست همان صحنه را بازسازی کند منتهی از لای دو تا اتوبوس! شانس آوردیم عین چی!

 

***


امروز یک مقدار حکمت ناب داشتیم که چون سوار مترو نشدیم هنوز در وجودمان مانده (اگر نمی‌دانید قصه حکمت ناب و مترو چیست مطلب دیروز را بخوانید) منتهی برای جبران هزینه حقنه شدن توسط تاکسی از فروش آن به قیمت حق التحریر معذوریم. علاقه‌مندان به دریافت حکمت و خرد ناب شرق دور می‌توانند یک تماسی چیزی بگیرند.

این هم یک نمونه اشانتیون : وقتی در حال حقنه شدنی و کسی هم نیست که به تو کمک کند دستکم سعی کن لبخند بزنی! به درد خاصی نمی‌خورد ولی برای حفظ کلاس آدم بدک نیست! اگر خواستی سلفی هم بگیر و در اینستا تایپ کن :

من در حال حقنه شدن یهویی!!

شما منتشر کنید در

cover

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 6
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات